محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

168

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

--> - است . و اين از نظر شرعى ثابت نشد زيرا او به دنبال علاقه‌اى نامشروع بين ابو سفيان و سميه مادر زياد متولد شد . ام المؤمنين ام حبيبه هم دختر ابو سفيان است پس اگر زياد به زيارت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم برود ، در حالى كه ام حبيبه خواهر او نيست زيرا همانطور كه قبلا گفتيم زياد شرعا پسر ابو سفيان نيست پس اگر ام حبيبه براين اساس كه خواهر اوست ، با او ديدار كند در حق رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم مرتكب خيانت شده است و اگر از ديدار او امتناع ورزد باعث رسوايى زياد مىشود و اين ادعاى او را كه پسر ابو سفيان است رد مىكند . نگاه كنيد به شفاء السقام : 41 و 145 ، دفع الشبهه عن الرسول حصنى دمشقى : 183 ، تطهير الفؤاد شيخ محمد بخيت حنفى : 47 ، كشف الارتياب : 370 ، وفاء الوفا : 2 / 409 و 410 . آنچه پيشتر آورديم به وضوح و روشنى ، مشروع بودن زيارت را آشكار مىكند ، به استناد اين مشروع بودن ، مردان و زنان مسلمان در همه عصور به امر زيارت پرداخته‌اند زيرا آن‌را نشانه‌اى از نشانه‌هاى خداوند محسوب مىكردند و هيچ‌يك از فقها و محدثين و واعظان مسلمان از اين‌كار آنان جلوگيرى نكردند ، بلكه آنان‌را به اين‌كار تشويق كردند و هيچ كس جز ابن تيميه و در دوره‌هاى اخير ، شيخ محمد بن عبد الوهاب آنان‌را از اين‌كار نهى نكرده است . علماى مسلمان با موقعيت فقهى اين مسأله با تعجب و انكار روبرو شدند و با استفاده از ادله و براهين قرآن و سنت ، اجماع و دلايل عقلى ، بطلان تحريم زيارت را اعلام كردند . بنابراين هنگاميكه ائمه ، شيعيان را به زيارت حسين عليه السّلام سوق مىدادند ، فقط حكم شرعى عامى را بر يكى از موارد ويژه آن‌كه حسين بن على بود منطبق مىساختند . ائمه عنايت بسيار زيادى به هدايت مسلمانان به زيارت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و ائمه عليهم السّلام و بزرگان نشان داده‌اند و مسلمانان به ويژه شيعيان را سوق مىدادند به زيارت ايشان و مردان و زنانى كه در تاريخ اسلام به وسيله جهاد با دشمنان و تثبيت پايه‌هاى اسلام ، از آزمايش‌ها سربلند بيرون آمدند . هدف آنان از اين جهاد و تحكيم‌سازى ، دست‌يابى به اهداف دينى و تربيتى بود كه در بخش بعدى بحث ، به تفصيل به آن خواهيم پرداخت . اين احاديثى كه در مورد منع زيارت قبور ، روايت شده منسوخ است . و حديثى كه علقمة بن مرثد از سليمان بن بريده و او از قول پدرش و پدرش هم از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نقل كرده ، آنها را -