محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

158

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

قسيمى وجود ندارد ، توحيد در صفات ، يعنى شبيهى براى او نيست و توحيد در افعال ، يعنى خداوند داراى شريك نيست » « 1 » . در كتاب ديگر مىنويسد : « گروهى از فلاسفه و متكلمين در معناى توحيد دچار خطا و اشتباه شده‌اند به طورىكه حقيقت و ماهيت مفهوم توحيد براى آنها تغيير كرده است » . « 2 » در جاى ديگر از همين كتاب مىنويسد : « مؤمن و مشرك يكسان و برابر هستند » « 3 » . معناى سخنان ابن تيميه اين است كه تمام دانشمندان كلام و همه كسانى كه خدا را مىپرستند اگرچه معتقدند كه خدا از لحاظ ذات ، صفات و افعال يگانه است ، مشركند و ايمانشان در تبرئه آنان از شرك و الحاد هيچ فايده و ثمرى ندارد . . . . با اينكه خدا و رسولش مىفرمايد : مسلمان كسى است كه در اقرار به وحدانيت خداوند هيچ كبرى نورزد و به يگانگى خدا گواهى دهد » ابن تيميه مىگويد : نه هرگز ، اگرچه به ظاهر به وحدانيت خداوند اعتراف مىكنند اما مشركند . تدبير خدا و پيامبر بر اين است كه صفوف بين مسلمانان فشرده‌تر باشد و به‌طور يقين يكى از اسرار زيارت خانه خدا و نمازگزاردن به‌سوى يك قبله براى ايجاد اتحاد و همبستگى ميان مسلمين مىباشد اما ابن تيميه

--> ( 1 ) . نگاه كنيد به الرسالة التدمريه : 62 . ( 2 ) . رجوع كنيد به اقتضاء الصراط المستقيم مخالفة اصحاب الجحيم : 459 . ( 3 ) . رجوع كنيد به اقتضاء الصراط المستقيم مخالفة اصحاب الجحيم : 465 .