محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
130
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
گفتم : پس بنابراين تمام فرق و مذاهب اسلامى امت حضرت محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم هستند چون همگى در اصول كه عبارت از ايمان به خدا و پيامبر و روز جزاء است ، متفق القولند و بدون استثنا همه به آن سه اصل معتقدند . گفت : اصل ديگرى هم وجود دارد . گفتم : آن اصل چيست ؟ گفت : خلافت بلافاصل ابو بكر بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ! گفتم : مسئله خلافت و جانشينى از اصول است ؟ ! ! گفت : آرى . گفتم : اهل سنت اين قول را انكار مىكنند و در واقع آنرا به شيعه نسبت داده و به واسطه هيمن عقيده شيعيان را مورد نكوهش قرار مىدهند « 1 » . گفت : اهل سنت اجماع دارند كه خلافت ابو بكر از اصول است و روى اين سخن اصرار و پافشارى مىكرد . گفتم : هيچ اصلى از اصول دين جز به يكى از سه راه ثابت نمىشود 1 - ضرورت عقل 2 - نص صريح از قرآن 3 - حديث ثابت و قطعى كه از نظر سند و دلالت به محكمى نص قرآن باشد . و خبر واحد در باب اصول
--> ( 1 ) . در كتاب « المواقف » ايجى : 3 / 623 و 630 و در شرح آن : 3668 آمده است كه بر خلاف اعتقادات شيعيان ، امامت از اصول دينى و اعتقادى ما نيست بلكه جزء فروع ما محسوب مىشود .