محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

102

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

گفتم : جهان اسلام امكانات و نيروهاى بزرگى در اختيار دارد ، و بر انسانهاى بااخلاص و خدمتگزار لازم است كه براى بهتر شدن روابط اجتماعى مفيد بين مسلمانان از هيچگونه سعى و تلاشى فروگذارى نكنند . گفت : نماز پايه و اساس دين است ! اگر در پيشگاه خداوند پذيرفته شود اعمال ديگر نيز قبول است و اگر پذيرفته نشود بقيه عبادتها هم بىفايده است « 1 » . گفتم : اين حديث بسيار حديث خوبى است ولى چه ربطى به موضوع بحث ما دارد ؟ گفت : هربحثى و صحبتى بجز نماز بىفايده است . گفتم : آيا گروه و دسته‌اى وجود دارد كه خود را مسلمان بدانند ولى نماز را ترك كنند ؟ گفت : بله ، جوانان ! جوانان ، نماز نمىخوانند سپس در اين باب كه جوانان نماز را سبك مىشمارند مفصلا شروع به صحبت كرد . البته بايد اذعان داشت هر زمانى كه در كعبه اوقات نماز فرامىرسد و همين آقا براى جماعت آماده مىشود كثرت جمعيت به‌حدى مىرسد كه تمام مسجد الحرام و مسعى با تمام وسعتش پر از نمازگزار مىشود و حتى خيابانها و بازارهاى اطراف نيز مملو از نمازگزاران به‌خصوص جوانان است . اما او

--> ( 1 ) . مراجعه كنيد به الكافى : 3 / 268 ح 4 ، التهذيب : 2 / 239 ح 15 ، المعجم الأوسط : 2 / 240 ح 1859 .