تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

94

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

و همين طور آتش در طبيعت نسبت به موجوداتى كه قوام آنها وابسته به آن است ، خير است ، گرچه در كربلا خيمه‌هاى حضرت ابا عبد اللّه عليه السلام را با آن سوزاندند و در كوفه از بامها بر گردن و سر حضرت زين العابدين عليه السلام آتش ريختند . با اين مضرات نمىتوان گفت آتش شر بوده و نبايد از مبدأ خير صادر شود . همچنين آب را ملاحظه كن كه « وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ » « 1 » اگر چه گاهى يك نفر در آن غرق مىشود و باران كه رحمت است گرچه گاهى مىبارد و بام كسى را خراب مىكند . و بالجمله : آنچه در عالم هست يا خير محض بوده و يا اينكه خير او بيشتر است و مبدأ خير بودن با اينكه چيزى را كه خير او از ضررش بيشتر است بيافريند ، منافى نيست . علاوه بر آنچه گفته شد ، آنچه از مبدأ اول صادر شده طبايع و ارباب انواع بوده و افراد به واسطهء مادهء قابله و لواحق ماده تحقق مىيابد و در نظام اكمل و اتمّ عالم ، انواع و طبايع مدخليت دارد و اين نظام به نحو اكمل مرتب و منظم مىباشد . و بالجمله : اين جواب اعتبارى كه از ارسطوست و ديگران هم آن را تعقيب نموده‌اند بر مشرب كلامى است و جواب آن دليل اعتبارى است كه بر مشرب كلامى بود . و اما نمىتوان به آن دليل دوم كه برهان حكمى و فلسفى بود ، جواب اعتبارى داد ؛ زيرا اگر شر ذره‌اى باشد و بقيه خير باشد ، باز آن ذره در مقابل خير كه جهت صدور مىخواهد ، جهت صدور لازم دارد و اگر بگوييم از مبدئى ، شرى و لو خيلى كم صادر شده ، بايد خصوصيتى در مبدأ ، مقابل خصوصيتى كه با خيرات سنخيت دارد وجود داشته باشد و در نتيجه در آن تركيب لازم مىآيد ، و بر فرض قول به بساطت واجب الوجود - چنان كه بايد به بساطت آن قائل بود - اشكال لازم مىآيد و نمىتوان با اعتبارات آن را دفع نمود . لذا بايد براى دفع اشكال جوابى برهانى و فلسفى بر اساس موازين حكمت تهيه ديد .

--> ( 1 ) - انبياء ( 21 ) : 30 .