تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
92
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
جواب اعتبارى از شبههء ثنويه يك جواب اعتبارى در مقابل دليل اعتبارى آنهاست كه از ارسطو است و يك برهان حكمى و فلسفى است كه افلاطون « 1 » فرموده است و ميرداماد حرف ارسطو را دو چندان كرده و وجوه متصوره را هشت قسمت نموده است . « 2 » ارسطو اين تصورات را در باب موجودات خير و شر آورده است : اول اينكه موجود بنفسه و بذاته و بالنسبة الى ذاته خير محض باشد . دوم اينكه بذاته و بنفسه شر محض باشد . سوم اينكه بالقياس الى نفسه كثير الخير و قليل الشر باشد . چهارم اينكه بالقياس الى نفسه و لذاته كثير الشر و قليل الخير باشد . ميرداماد وجوه فوق را مضاعف نموده و آنها را در بالقياس الى غيره هم گفته است كه موجود بالنسبه به موجود ديگر محض خير يا محض شر يا كثير الخير و قليل الشر يا كثير الشر و قليل الخير باشد و در مجموع هشت صورت حاصل مىشود . و ما مىگوييم : موجود يا بذاته خير و شر آن مساوى است و يا بالقياس الى غيره چنين است كه مجموع ده صورت مىشود ، گرچه از ضمّ يكى از آنها به ديگرى صور ديگرى هم حاصل مىشود ؛ مثل اينكه موجود بذاته خير محض و بالقياس الى غيره شر باشد و يا بالعكس .
--> ( 1 ) - افلاطون فرزند ارسطن از بزرگان حكماى يونان و در شمار اساطين پنجگانهء حكمت است . وى در اوايل عمر به شعر تمايل داشت و پس از آنكه به مجلس سقراط درآمد و عيبجويى او را از شعر ديد ، دست از شعر برداشت و پيرو نظريهء فيثاغورس در اشياء معقوله گرديد . هشتاد و يك سال زندگانى نمود و شاگردان فراوانى تربيت كرد و سرآمد آنان ارسطو بود كه پس از استاد به جانشينى وى نايل آمد . از تأليفات اوست : طيماوس ، المناسبات ، التوحيد ، الحس و اللذة ، تأديب الاحداث ، سوفسطس ، فرمايندس ، غورجياس ، مانكسانس ، اطليطقوس ، كتاب النفس و العقل و الجوهر و العرض . ( 2 ) - رجوع كنيد به : قبسات ، ص 433 - 435 .