تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
607
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
بر اين قول ايرادات بسيارى وارد مىشود از جمله اينكه : اگر خود خارج به علم اشراقى ديده شود نزاعى كه بين قائلين به خروج شعاع واقع شده كه آيا رؤيت در رأس مخروط نورى يا در قاعدهء آن حاصل مىشود در اينجا نيز راه پيدا مىكند ؛ زيرا كسانى كه مىگويند رؤيت در قاعده محقق مىشود ، همين سخن را قصد نمودهاند و همان اشكالى كه بر آنها وارد است و آن اينكه بايد كوكبى كه چندين هزار مرتبه از زمين بزرگتر است مثل نقطه ديده نشود ، بلكه به اندازهء بزرگى قاعده ديده شود ، بر سهروردى نيز وارد مىشود ؛ زيرا بنا بر قول وى نفس به علم اشراقى خارج را مىبيند پس بايد همهء خارج را ببيند . همچنين بر سهروردى اشكال شده كه بنا بر قول او بايد وجود مدرَك براى مدرِك باشد و گر نه راهى براى ادراك نخواهد داشت . بهترين نظريه در ابصار مرحوم حاجى مىگويد : رأى ملا صدرا وزين و در صدر آراء است . فرمايش ايشان اين است كه : رؤيت به واسطهء جعل صورتى مماثل با مبصر بالعرض از سوى نفس حاصل مىشود و براى عضو مانند عين و ملتقى اعداد افاضهء صور از نفس مىباشد . « 1 » حاصل فرمايش وى اين است كه عضو با شرايطى از قبيل سلامت آن و فاصلهء مناسب بين آن و مرئى و وجود هوا و انعكاس شعاع ، معدّاتى هستند تا نفس صورتى را كه با مبصر خارجى مماثل مىباشد انشا نمايد . صورت مُنشأ داراى يك نوع تجردى از مادهء خارجيه مىباشد و در صقع نفس و عالم آن حضور دارد ؛ زيرا بايد وجود مدرَك بالذات براى مدرك باشد چنان كه در طريقهء انطباع چنين بود كه صورت مماثل با خارج در قوهء باصره انطباع مىيافت ، منتها در طريقهء انطباع به نحو حلول بود ولى در طريقهء ملا صدرا به نحو حلول نيست بلكه
--> ( 1 ) - اسفار ، ج 8 ، ص 179 ؛ شرح هدايهء اثيريه ، ص 192 .