تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
600
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
حواس ظاهرى نفس حيوانى مشاعر ظاهرى به پنج قوهء لمس ، ذوق ، بصر ، سمع و شمّ منقسم مىگردد و در تعيين مواضع آنها چنين گوييم : لمس قوهاى است كه با آن ملموسات درك مىشود و آن قوه ، به كمك اعصاب در تمام پوست بدن سريان دارد و همچنين در گوشت بدن ، مگر آنجا كه عدم احساس به حال آن انفع باشد ، سارى مىباشد . و اين عنايتى از حضرت حق است كه عضو آنچه را به حال آن نافع نيست نمىپذيرد ، مثلًا معده كار خود را بر روى غذايى كه وارد آن مىشود انجام مىدهد ولى زهر را مثلًا به عروق تحويل نمىدهد و عروق معده آن را جذب نمىكنند مگر اينكه خود زهر به واسطه حدّتى كه دارد اعضا را با قهر و غلبه سوراخ كرده و پاره نمايد . و الحاصل : احساس در تمام بدن به جز طحال و مراره هست ؛ چون مراره كيسهء صفراء و طحال كيسهء سوداء است و صفراء و سوداء لذع - يعنى نيش زننده و سوزاننده - هستند و اگر مراره و طحال درد را احساس نمايند موجب الم و درد انسان مىگردد و لذا در آنها حس لمس وجود ندارد . در عظام هم لمس نيست چون آنها دعائم بدن هستند و اگر حس داشته باشند از اصطكاكاتى كه در حركتها به عمل مىآيد متألم گشته و موجب ناراحتى انسان مىگردند . قوهء ذوق با لسان تمام مىشود ؛ زيرا آن قوهاى است كه در عصب مفروش بر جرم