تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
582
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
مىگردد و اين اشتعال به واسطهء دُهنيتى است كه در دخان مىباشد ؛ زيرا دخان شىء لطيفى است و داراى اجزاء مائيه و ارضيهاى است كه حرارت و حركت در آنها عملى انجام دادهاند كه مزاج دخان به دهنيت نزديك شده است و دخان به گونهاى گشته است كه به كمترين سببى مشتعل مىگردد . بنا بر اين : چگونه به واسطهء تسخين قوى كه از شكافته شدن حاصل مىگردد مشتعل نشود . برق و صاعقه از اشتعال مذكور حاصل مىشود ؛ اگر اشتعال ضعيف بوده و در حالى كه به زمين نرسيده محو شود ، برق خواهد بود و اگر به واسطهء قوت به زمين برسد به آن صاعقه گويند . برق قبل از رعد ديده مىشود با اينكه سبب آنها يكى است و علت آن اين است كه بايد صوت به واسطهء حركت هوا به ما برسد ، پس صوت به زمانى احتياج داشته تا به صماخ برسد ولى رؤيت به چنين زمانى محتاج نيست . و اما سبب قوس قزح و هاله اين است كه وقتى اجزاء رشيهء صغيرهء مائيهاى كه با هم اتصال نداشته و اجتماع آنها نيز بر هيئت استداره است از نيّر اعظم استضائه نمايند ، قوس قزح حادث مىشود . و اگر نور قمر را منعكس نمايند هاله پديد مىآيد ، هاله ممكن است به صورت طبقاتى ديده شود ؛ آن طبقه از اجزاء مائيه كه به ما نزديك است بزرگتر ديده مىشود و آن طبقه كه از ما دور است كوچكتر ديده مىشود . و نيز ممكن است چندين هاله باشد و هالهء شمس هم به ندرت در اوقاتى كه تأثير اشعهء آن كم است ديده مىشود ؛ زيرا شمس سحب رقيقه را تحليل نموده و ذوب مىكند . هاله نشانهء باران است چون دليل بر رطوبت هواست . اكنون بايد مقدارى به شرح قوس قزح پرداخته و بعضى از شرايط تحقق آن را ذكر نماييم . قوس قزح در حقيقت مانند يك كره است ولى كرهء خالص نيست ؛ زيرا قسمت پايين آن كه به طرف زمين است ديده نمىشود و ليكن طرف بالاى آن كروى است و آن عبارت از اجزاء صغار مائيهاى است كه به هم نرسيده باشند ؛ زيرا اگر به هم برسند باران تشكيل مىشود و وقتى انسان به آن نگاه مىكند چون ضوء آفتاب بر آن تابيده و