تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
542
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
رمز بودن كلام فيثاغورس و توجيه آن چون فيثاغورس از اعاظم حكماى متألهين و از اساطين حكمت بوده بايد كلام او را بر محمل صحيحى حمل نمود . سخن شخص بزرگى چون او رمز است و چنان كه مشهور است نمىتوان رمزيات را رد و انكار نمود ؛ لذا بايد عقدهء رمز را گشود . فيثاغورس از مبدأ المبادى به وحدت حقّه تعبير نموده است و در مباحث وحدت و كثرت معلوم شد كه وحدت حقيقيه عين وجود حقيقى است و مراد وى از وحداتى كه قائم به خويشتن مىباشند مراتب وجود و وجودات خاصه است و مقصود او از اينكه اعداد مبادىاند و اولين چيزى كه از وحدت صادر شده اثنان است و سپس از اثنان ثلاثه و از ثلاثه اربعه صادر شده و آنها مبادى موجودات مىباشند اين است كه : از واجب الوجود كه فرد و وتر است و در آن دو چيز نيست عقل صادر گشته است و آن زوجى است كه از وجود و ماهيت تركيب يافته است ، پس عقل اثنان است و وقوع آن در مرتبهء دوم وجود ، مقوم وجود اوست به نحوى كه نمىتواند از آن مرتبه حركت كند و گرنه بايد ذات و هويت آن تغيير يابد و آن هم محال است ، چنان كه در اعداد هيچ عددى نمىتواند به اندازهء سر مويى از جاى خود حركت كند و مرتبه ، مقوم ذات اوست . سپس از واجب به واسطهء عقل ، نفس صادر شده است و نفس در مرتبهء سوم وجود است ؛ زيرا او علاوه بر ماهيت و وجود ، تعلق تدبيرى به مواد دارد ، بر خلاف عقل كه به جهت ترفّعى كه از ماده دارد توجهى به آن ندارد . در مرتبهء چهارم ، طبع صادر شده است كه او علاوه بر وجود و ماهيت و تعلق به مواد ، انطباع و رسوخ در ماده نيز دارد ؛ زيرا تعلق انطباعى طبع به ماده در ذهن به اصل توجه آن به ماده و رسوخ آن در ماده تحليل مىشود . ضمناً وقوع در مرتبهء سوم و مرتبهء چهارم وجود هم به ترتيب مقوم وجود نفس و طبع است ؛ چنان كه در عقل نيز گفتيم كه وقوع آن در مرتبهء دوم مقوم وجود اوست .