تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

539

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

امكان باشد . « 1 » البته شمردن اين قول از جملهء اقوالى كه در جسم بودن آن ذات قديم اشتراك نظر دارند مبنى بر اين است كه نور ، اجسام صغارى باشد كه از نيّر منفصل مىشوند ، يا مراد از نور معنايى باشد كه شامل نيّر مانند قرص خورشيد نيز باشد و يا مراد از جسم معنايى باشد كه جسمانى را هم شامل شود . نظريهء ذىمقراطيس ذىمقراطيس اصل و مبدأ عالم را جسم صغير كروى دانسته و گفته است : اصل عالم ، اجرام صغار سختى است كه در خلأ غير متناهى پراكنده بوده و داراى حركت دائمى مىباشند و عدد آنها نيز غير متناهى است ، سپس عدهء زيادى از آنها كه به يك سو در حركت بوده با عدد زياد ديگرى كه از طرف مخالف در حركت بوده‌اند به هم نزديك شده و از باب تصادف و اتفاق ، ذرات با هم تلاقى نموده و مجتمع شده‌اند و به دنبال آن اجرام كوچك زيادى به اين مجموع متصادم افزوده شده و در نتيجه يك كره را تشكيل داده‌اند و اگر انتظامات كره‌ها به گونه‌اى باشد كه صلاحيت بقا داشته باشند مجموعهء كرات باقى مانده و يك منظومه را تشكيل مىدهند و در غير اين صورت بعد از مدتى منحل شده و اجزاء به حالت پراكندگى و منفصل از يكديگر در جوّ لا يتناهى خواهند بود . « 2 »

--> ( 1 ) - شرح منظومه ، بخش حكمت ، ص 264 . ( 2 ) - رجوع كنيد به : نقد المحصل ، ص 191 ؛ ملل و نحل ، ج 2 ، ص 107 .