تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

491

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

سواد مىگوييم و جهت فعليت آن را ملاحظه نموده‌ايم و حملى واقع نمىشود . پس در حقيقت عرض و عرضى در وجود متحد بوده و داراى مصداق واحد مىباشند . بنا بر اين : اگر تبدل در اعراض ثابت شود ، آن عين تبدل در عرضيات است ؛ چون در واقع عرض و عرضى يك چيز بوده و يك مصداق دارند و اگر در عرضيات تبدل حاصل شود آن عين تبدل در معروضات جوهريه است به مقتضاى همان حملى كه توضيح داده شد و چون در اعراض مسلماً و بالاتفاق حركت هست پس بايد در جواهر نيز كه موضوعات آنهاست حركت باشد . تجدد امثال وجودى تجدّد الأمثال كوناً ناصري * إذ الوجود جوهر في الجوهر بيان دليل چهارم بر حركت جوهريه اين است كه : بلاشك هر وجودى را كه مىبينيم در تجدد است ، مثلًا اول نطفه بود سپس علقه و مضغه و استخوان و گوشت و طفل و جوان و . . . گرديد . اين تغير وجود و تجدد امثال بر سبيل اتصال در وجود ، تجدد در جوهر است ؛ زيرا وجود ، در جوهر ، جوهر و در عرض ، عرض و در هر يك به حسب آن است . تجدد وجود در جوهر كشف مىكند از اينكه جوهر هم تجدد و حركت دارد . چنان كه متألهين به تجدد امثال قائل بوده و گفته‌اند : فيض وجود آناً فآناً براى ماهيات امكانيه متجدد مىشود . « 1 » و چون متجددات فيض وجود ، امثال هم هستند ، معلوم نمىشوند ، ولى هنگامى كه تأمل شود در اينكه تجدد بر سبيل اتصال و بدون انفصال است و تخصيصى براى تجدد به وجود اعراض و مقام ثانوى جواهر نيست بلكه تجدد و سيلان به مقام اول و كمال اول جواهر رسيده است و ماهيت جوهر به وجود مادى با اصل محفوظ در وجودات باقى است ، معلوم خواهد شد كه آن همان قول به حركت جوهريه است .

--> ( 1 ) - شرح فصوص الحكم قيصرى ، ص 44 و 117 و 210 و 285 .