تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
487
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
مىشود و گرنه طعمهاى آنها در ادويهجات محفوظ مىباشد . قسم ديگر : مركباتى است كه آثار و خواص مخصوص دارند البته براى اين آثار و خواص مبدئى است كه آن مبدأ باعث اين آثار مخصوصه مىشود ، منتها ما نمىتوانيم آن مبدأ را بشخصه بشناسيم ، بلكه از همين آثار و علائم مخصوص به وجود آن پى مىبريم و اين اختلاف انواع ، زاييدهء همان اختلاف مبادى آثار است . و چه بسا در بين بعضى از آنها جهت مشتركه و جهت فارقه ملاحظه مىكنيم كه آن را هم از آثار و خواص كشف مىنماييم ؛ چون مىبينيم بعضى از آنها در جملهاى از خواص و آثار با هم شريك مىباشند پى مىبريم كه آنها در مبدأ نيز با هم شريكند . و چون مىبينيم بعضى از آنها در جملهاى از آثار منفرد مىباشند ، مىفهميم كه آنها در مبادى نيز منفرد هستند . مبدأ مشترك را جنس و مبدأ خاص را فصل گويند . هر يك از اين مبادى را دو گونه اعتبار مىكنند ؛ گرچه مبدأ را به اعتبار جهت مشتركه جنس گويند ، ليكن جهت مشتركه بدون جهت مختصه ، مبدأ اثر نيست و اين گونه نيست كه آثار از جهت خاص بدون جهت ديگر صادر شود ، بلكه به نحوى است كه يكى از دو جهت در ديگرى فانى است و يكى از آن دو مرتبهء تحصل ديگرى است و در حقيقت اجزاء بعد از تركيب ، آثار مختص به خود را كه قبل از تركيب داشتهاند از دست داده و بعد از تركيب اثرى پيدا كردهاند كه قبلًا در هيچ كدام از آنها نبوده است . و بالجمله : فعلًا اجزائى كه در مركب داخل مىباشند ، آثار مختص به خود را كه قبل از تركيب داشتهاند ندارند ، بلكه به بركت تركيب ، آثار و خواص تازهاى پيدا كردهاند . چنين تركيبى تركيب حقيقى است و بايد در اين گونه تراكيب بين اجزاء ، فعل و انفعال صورت گرفته و هر يك از اجزاء فعليت خود را از دست داده و صورت نوعيهء ديگرى به وجود آورده باشند . پس در مركبات حقيقيه نمىشود دو فعليت با هم جمع شوند ؛ زيرا هر فعليتى از فعليت ديگر ابا دارد و معناى فعليت ، استقلال است و ممكن نيست دو شىء مستقل