تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

443

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

به عبارت ديگر : بنا بر قول حكما چيزى كه آن را مبدأ قرار داده و به طرف غير متناهى از حيث عدم محدوديت ببريم به دست نمىآيد ، بلكه مبدأ متناهى است ، يعنى مبدأ جسم به همان صورت متصل وحدانى مىباشد ، منتها بعد از آنكه مبدأ محدود است ، اين مبدأ محدود را به طرف پايين مىبريم . ولى بنا بر قول نظّام مبدأ يك جزء از آن اجزاء است كه آن را اخذ نموده و مبدأ قرار مىدهيم ، سپس يكى ديگر از اجزاء را پهلوى آن مىگذاريم و هكذا الى غير النهاية ، و اين مستلزم عدم محدوديت جسم است . صاحب كتاب مىگويد : « و فيه كلام » ؛ زيرا ممكن است بگوييم كه آنها هم به انقسام جسم به اجزاء غير متناهيهء متزايده قائل مىباشند ؛ چون اجزاء متناقصه در صورتى كه از طرف نقصان ملاحظه شوند متزايده خواهند بود ، و ليكن در عين حال جسم از حد محدود تجاوز نمىكند . اختلاف حكما در بساطت و تركّب جسم و ماهيت هيولى حكما بعد از اتفاق بر اينكه جسم فى نفسه متصل واحد است و الى غير النهاية ، قابل قسمت مىباشد در بساطت و تركب جسم اختلاف نموده‌اند . رواقيون به بساطت جسم اعتقاد دارند ، پس نزد ايشان جوهر متصل به اعتبار ذات آن ، جسم و به اعتبار پذيرفتن صورت نوعيه ، هيولى مىباشد . « 1 » و ليكن مشائين جسم را از صورت و ماده مركب مىدانند ، « 2 » يعنى در حقيقت چهار چيز هست ؛ زيرا جوهر متصل ، همان صورت جسميه است و جوهرى كه محل صورت جسميه است هيولى است و جوهرى كه از ماده و صورت مركب است جسم مىباشد و جوهر ديگرى هم هست كه صورت نوعيه است كه عبارت از آن جوهرى است كه منشأ آثار است .

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : معتبر ، ج 3 ، ص 195 ؛ حكمة الاشراق ، در مجموعهء مصنفات شيخ اشراق ، ج 2 ، ص 74 - 82 . ( 2 ) - شفا ، بخش الهيات ، ص 315 - 322 ؛ شرح اشارات ، ج 2 ، ص 36 - 47 ؛ التحصيل ، ص 312 - 320 .