تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

433

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

نسبت اجزاء به خارج ، مثلًا با جنوب به دست مىآيد ، وضع گويند و اين وضع همان مقوله است كه قسم سوم است و نسبت اجزاء بدن به يكديگر قسم دوم از وضع است كه جزء المقوله است . مخفى نماند : اطلاق جزء مقوله بر قسم دوم از باب مسامحه است ؛ چون مقولات عاليه بسيط مىباشند . و بالجمله : مراد از ذات اوضاع در اينجا ، قسم اول است : آن ذات اوضاعى كه نزد متكلمين به هيچ وجه قبول قسمت نمىكند ، خواه تقسيم فكّى يا وهمى و يا فرضى باشد . انواع تقسيم تقسيم فكّى سه قسم است : تقسيم قطعى مانند پاره كردن گوشت ، تقسيم كسرى مثل شكستن شيشه و تقسيم خرقى مانند جدا كردن قسمتى از آب از قسمت ديگر آن . تقسيم وهمى نيز داراى دو قسم است : يكى اينكه به سبب حامل باشد ، مانند جسم متصلى كه يك طرف آن سياه و طرف ديگر آن سفيد است ، با اينكه جسم در حقيقت متصل است ، ولى چون انسان يك طرف آن را سياه و طرف ديگر آن را سفيد مىبيند ، به واسطهء اين حامل جسم را به دو قسمت وهمى سياه و سفيد تقسيم مىكند و يا اگر جسمى يك طرف آن به سبب مجاورت با حرارت ، گرم و طرف ديگر آن به سبب مجاورت با برودت ، سرد باشد وهم نيز آن جسم را به دو طرف سرد و گرم تقسيم مىنمايد . حامل قسمت و واداركنندهء وهم بر قسمت ، در مثال اول ، دو عرض قارّ و در مثال دوم ، دو عرض غير قارّ مىباشد . قسم دوم تقسيم وهمى آن است كه به سبب حامل نباشد ، بلكه خود وهم بدون اينكه در عرض جسم تفاوتى باشد ، جسم را تقسيم كند . مراد متكلمين از اينكه مىگويند ذوات اوضاع قسمت فرضى هم قبول نمىكنند ،