تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

422

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

فاصله و جدايى براى ما محسوس نبوده و لذا گمان مىكنيم كه آن جسم به وسيلهء چاقو تقسيم شده است . « 1 » آيا مسألهء نفى تركب جسم از اجزاء لا يتجزى از مسائل علم الهى يا طبيعى است ؟ حق آن است كه اين مسأله از مباحث علم طبيعى است ؛ چنان كه صاحب محاكمات « 2 » در محاكمات گفته است ؛ « 3 » زيرا اين مسأله از عوارض ذاتيه براى جسم طبيعى است . ليكن آن گونه كه ظاهر كلام صاحب محاكمات است كه صورت مسأله را عدم تركب جسم از اجزاء لا يتجزى فرض كرده است نيست ؛ زيرا در اين صورت مسأله از حيث موضوع و محمول اين گونه مىشود كه « الجسم لا يكون مركّباً من اجزاء لا يتجزى » و بنا بر اين ، قضيه سلبيه مىشود و چون قضيهء سلبيه با انتفاء موضوع هم مىسازد و سالبه به انتفاء موضوع نيز عيبى ندارد ، لذا محمول از جسم و عدم جسم اعم مىشود و در نتيجه براى جسم عرض ذاتى نخواهد بود . حتى روى اين فرض مسأله از مسائل علم الهى نيز نخواهد بود ؛ چون اگر موجود هم به عنوان موضوع اخذ شود ، قضيه نيز سالبه است و محمول در قضيهء سالبه ، هم با وجود موضوع و هم با عدم موضوع صادق است ، پس محمول از موضوع اعم بوده و در نتيجه براى وجود هم از

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : شفا ، بخش طبيعيات ، ص 85 - 86 ؛ شرح اشارات ، ج 2 ، ص 9 - 19 ؛ اسفار ، ج 5 ، ص 16 . ( 2 ) - ابو جعفر قطب الدين محمد بن محمد بن ابى جعفر رازى بويهى ، از اكابر علما و حكماى اسلامى است . وى جامع معقول و منقول بوده است . او در ورامين به دنيا آمد و در نسب به آل بويه يا آل بابويه قمى مىرسيد . معقول و منقول را از اساتيد فن ، به ويژه علامه حلّى فرا گرفت و به خط خويش قواعد را نگاشت و علامه او را به شيخ فقيه عالم فاضل محقق مدقق زبدة العلماء و الافاضل قطب الملّة والدين ستوده و شهيد اول هم از او كسب اجازه نموده است . وى از اعيان علماى اماميه بوده است . از تأليفات اوست : شرح شمسيه ، التصور و التصديق ، شرح مطالع ، المحاكمات بين شرحى الاشارات ( كه محاكمه بين دو شرح اشارات فخر رازى و خواجه نصير الدين طوسى است ) . وى در دوازدهم ذيقعدهء 776 ق . در دمشق درگذشت . ( 3 ) - محاكمات ، ضمن شرح اشارات ، ج 2 ، ص 4 .