تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

405

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

بيان راه حلّ مورد نظر اشراقيون شيخ الاشراق براى كيفيت حصول كثرت دستگاه ديگرى گسترده است و اساس ديگرى تأسيس نموده است . « 1 » و آن عبارت است از سلسلهء عقول بسيار زياد كه به شمار نمىآيند ، گرچه از جهت استحالهء تسلسل ترتبى در وجود ، غير محدود نيست و ليكن به اندازه‌اى است كه قواى بشريه نمىتواند آنها را به حصر و عدد در آورد ؛ زيرا عقول علاوه بر كثرت طوليه داراى كثرت عرضيه نيز مىباشند از اين رو ايجاد حضرت حق عقل اول را ، اشراق حق بر اوست و عقل اول حضرت حق را مشاهده مىنمايد ؛ چون مجردات را حايلى نيست . پس براى عقل اول دو جهت حقيقيهء اشراق حق بر او و مشاهدهء او جمال و جلال حق را هست . عقل ثانى كه به واسطهء عقل اول ايجاد مىشود ، علاوه بر اينكه اشراق حضرت حق است و او جمال حق را مستقلًا مشاهده مىكند ؛ چون مجرد است ، دو جهت ديگر نيز در او هست كه همان دو جهتى است كه در عقل اول هست كه در او هم منعكس شده است و عقل سوم علاوه بر اينكه اشراق حق است و جمال حق را مشاهده مىكند چون مجرد است آن چهار جهتى كه در عقل ثانى هست نيز در او منعكس گرديده است و آن دو جهتى هم كه عقل اول داراست نيز در او منعكس گشته است ، پس جهات حقيقيه در عقل سوم هشت جهت است ، و در عقل چهارم جهات شانزده و در عقل پنجم سى و دو و به همين ترتيب تصاعدى در ساير عقول الى ما شاء اللّه افزايش پيدا مىكند . و لذا از جهات حقيقيه‌اى كه در عقول طوليه هست جز يك جهت كه به واسطهء آن عقل طولى ايجاد مىشود و آن اشراق حق بر آنهاست ، عقول متكافئهء عرضيه ايجاد شده است .

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به منابع پيشين .