تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

385

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

حل اشكال بنا بر طريقهء مشائين جوابى كه مىتوان از طرف مشائين داد اين است كه اگر تسلسل به عالم افلاك منتهى شود اشكالى باقى نمىماند ؛ « 1 » زيرا اگر ثابت شود كه عقول و افلاك ازلى و ابدى مىباشند و معناى حادث آن نيست كه متكلم مىگويد كه بايد برهه‌اى از زمان بگذرد و بعد حادث شود ، در عالم افلاك دو وجهه خواهد بود : الف : وجههء « يلى الرب » كه به اين وجهه ، غير متغير و غير حادث است . ب : وجههء « يلى الطبيعه » كه به اين وجهه ، حادث و متغير است . تفصيل پاسخ به اين نحو است كه : افلاك داراى يك حركت دوريه مىباشند كه اين حركت دوريه هميشگى و ثابت است « 2 » و از ازل تا ابد اين حركت هست و اين حركت حركت واحده است ؛ زيرا اگر حركت ، حركت مستقيم باشد ، چون ثابت شده كه عالم اجسام متناهى است ، « 3 » لذا متحرك از روى همان خطى كه رفته است در انتها برمىگردد و رفتن و برگشتن دو حركت حساب مىشود ؛ زيرا در انتهاى خط ، نقطه پيدا مىشود و همين نقطه سبب سكون مىشود و اگر فلك به شكل ديگرى غير از دايره و لو به شكل بيضى حركت كند - چون بيضى از محيط چهار مربع تشكيل مىيابد - چهار نقطه حاصل مىشود ، پس چهار حركت حساب مىشود و موجب سكون مىگردد . مگر بگوييم : در بيضى هم نقطه‌اى كه موجب سكون باشد نيست و حركت بيضى شكل هم مثل حركت دوريه است كه هر چه فلك بگردد - چون دايره ، مبدأ و منتها ندارد - حركت بدون وقفه و سكون خواهد بود و يك حركت

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : شفا ، بخش الهيات ، ص 435 ؛ مبدأ و معاد شيخ الرئيس ، ص 27 - 31 ؛ شرح اشارات ، ج 3 ، ص 138 . ( 2 ) - رجوع كنيد به : نجات ، ص 138 - 141 ؛ شرح اشارات ، ج 2 ، ص 230 - 234 . ( 3 ) - شفا ، بخش طبيعيات ، ص 99 - 103 ؛ شرح اشارات ، ج 2 ، ص 59 - 74 ؛ اسفار ، ج 4 ، ص 21 - 30 .