تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
352
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
در مرتبهء ذات ، دلالت ذات بر ذات كه به نحو اعلى و اتمّ جامع و راسم تمام كمالات است ، كلمات است . تمامى موجودات كلمات حقّند و در مرتبهء ديگر سلسله مراتب وجودات ، كلمات اوست . وجود به هر اندازه كه در ارائه و دلالت و كشف و اعراب از « ما فى الغيب » كامل باشد به همان اندازه كلمه است پس بعضى از وجودات ، مانند عقل اول و ساير عقول كلمات تامه و بعضى از وجودات ، مثل موجودات عالم طبيعت كلمات ناقصه مىباشند . البته خدا فى ما لم يزل و فى ما لا يزال متكلم است و در متكلم بودن شرط نيست كه او در برههاى از زمان ساكت باشد ، بلكه اگر كسى لا ينقطع حرف بزند متكلم است . و الحاصل : تكلم خداوند تنها به اين اعتبار نيست كه ايجاد صوت كند و اگر ايجاد صوت نكند ، بگوييم اخرس است . بنا بر اين خداوند تنها به اين اعتبار كه با كلام تو و ديگران ، او سخن مىگويد متكلم نيست ، بلكه همهء موجودات كلمات او هستند . و بالجمله : وقتى ما تكلم مىكنيم ، خدا تكلم مىكند و ايجاد همهء اين كلمات از اوست گرچه اين كلمات قيام صدورى به ما دارد و به اين اعتبار به ما متكلم مىگويند ، ولى در حقيقت قيام صدورى اين كلمات به نحو اعلى و اتمّ به حق - تعالى شأنه - است ، پس متكلم بودن او نسبت به كلمات ما ، احق از ماست . مصاديق كلمات تامّات و الحاصل : از مراتب كلمات تامه در مراتب نزول ، عقول مىباشند كه حالت منتظره ندارند و همچنين از كلمات تامه ، عقول كامله در قوس صعود است چنان كه ائمه عليهم السلام فرمودهاند : « نحن الكلمات التامات » « 1 » و در قرآن مجيد است : « إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا
--> ( 1 ) - اين روايت راى در معاجم روايى نيافتيم ، رجوع كنيد به : بحار الانوار ، ج 4 ، ص 151 .