تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

349

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

واسطهء وضع بر آن عارض شده است و چون عارضى است قابل زوال است ، البته خود كلام لفظى هم عرضى است كه بر مدلول عرضى ، دلالت عرضى دارد و قهراً بالعرض زايل مىشود . مثلًا لفظ زيد كيفيتى است كه صوت باشد و در عرض مدلولى است كه ذات زيد باشد كه از موجودات عالم طبيعت است . البته بالنسبه به وجود موجودات اشكال نكنيد كه چون واضع ندارند ، كلام نيستند ؛ زيرا واضع آنها خداست و آنها وضع الهى دارند و دلالت آنها ذاتيهء طوليه است ؛ زيرا هر معلولى بر علت خود دلالت دارد و چون دلالت آنها ذاتى است لا يختلف و لا يتخلّف . صاحب كتاب هم به همين نحو خواسته است كلام را تتميم نمايد ولى در صدر مطلب تشبيه بىربطى نموده و آن اينكه فرموده است : « لا و كما أنّ الكلمات اللفظيه تحصل من تقاطع النَفَس الإنسانى فى المقاطع الثمانية و العشرين - التى هى بعدد منازل القمر - كذلك الكلمات الوجودية . . . » .