تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

344

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

است ، اما چنين نيست كه بازگشت يكى به ديگرى باشد . بلكه هر كدام به اعتبارى است ؛ ديدن به اعتبار يك نحو مشاهدهء حضورى است و اين اعتبار مقدم است و دانستن و علم به اين اعتبار است كه اگر زيد غايب شود باز به همان كيفيتى كه هنگام ديدن او مىدانست ، خواهد دانست و اين اعتبار متأخر است . پس هيچ كدام از آنها به ديگرى برنمىگردد . بلى ، در مثالى كه گذشت ممكن است بگوييم اسم عليم بعد از اسم بصير واقع مىشود چنان كه در اسماء خداوند هم ممكن است چنين چيزى گفت . مثلًا اسم « متكلم » بعد از اسم « عليم » است زيرا تكلم همان اظهار غيب و اظهار ما فى الضمير و ما فى الغيب است ، پس تكلم و اظهار بعد از علم حاصل مىشود و همچنين در اسماء ديگر هم مىتوان به اعتبار ، تقدم و تأخر لحاظ كرد .