تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
332
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
علم او به علمش هم معتبر باشد . و الحاصل : در قضيهء « زيد عالم » به علمى كه زيد به علم خود دارد نظر نداريم و معلوم بودن شىء و تعلق علم و كشف به آن در حمل عالم بر زيد كفايت مىكند بدون اينكه منكشف بودن منكشف ، يعنى علم به علم هم لازم باشد . و همچنين در مراد بودن چيزى كافى است كه آن چيز از روى اراده باشد و اراده به آن تعلق داشته باشد با قطع نظر از اينكه آن اراده هم بايد به ارادهء ديگرى باشد يا نه ؟ بلكه آن به كلى مغفول عنه است . آن كسى كه مىگويد فلان چيز مراد زيد است تعلق ارادهء زيد به آن چيز را كافى مىداند و لو اراده به ارادهء ديگرى نباشد . علاوه بر همهء اينها نمىتوان گفت كه ارادهء خدا از روى ارادهء ديگرى است ؛ زيرا اراده در او عين ذات است و نمىتواند به واسطهء ارادهاى كه قبل از آن است متجدد باشد ، اضافه بر اينكه اگر اراده از روى ارادهء ديگرى باشد ، تسلسل لازم مىآيد . و الحاصل : وزان مختاريت و مراديت شىء وزان معلوميت و مقدوريت اوست . و در اختيار همين بس كه عقلا بين حركت دست مرتعش و حركت دست شخص سالم و صحيح فرق واضح مىبينند و خصوصيتى كه حركت دست سالم را از حركت دست مرتعش متمايز مىنمايد ، اختيار است . سرانجام مطلب را با چند آيهء شريفه ختم مىنماييم . تتميم مطلب با استناد به آيات هر كس اين مباحثى را كه مطرح نموديم مدّ نظر داشته باشد و مبحث علم را كه سابقاً گذشت به آن پيوست نمايد و بعد به اصول كافى و روايات شريفهء واردهء در باب و آيات مباركهء قرآن رجوع نمايد مىفهمد كه مطلب چيست ؟ چون قرآن كريم همهء مطالب و مباحث را با صراحت لهجه بيان نفرموده است و آن مطالبى را كه درخور فهم عموم مردم است به طور وضوح و صراحت بيان كرده است ، مثلًا تنزيه حق از دنايس و نقايص را كه در افهام عموم مىگنجد با صراحت لهجه براى عموم بيان نموده و فرموده