تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
322
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
و چنان كه در مرتبهء ذات صرف الوجود و حقيقة الوجود يك هويت بسيطهء تامهء حقه است ولى به خاطر ظهور آثار و اطوار و به اعتبار مشاهدهء آثار از آن ، قدرت و علم و اراده و مشيت انتزاع مىكنيم در حالى كه در واقع غير از وجود بسيط چيزى نيست و واقع قابل تعدد و تفكيك نيست ، همچنين وجود غير مستقل هم قابل تفكيك نبوده و در واقع تعدد ندارد تا مبدئيت براى آثار و حيثيت مؤثريت غير حيثيت وجود باشد ، بلكه يك هويت بسيطه است كه به تمام هويت خود منشأ آثار و مبدأ آثار است و به تمام هويت خويش وجود است و همانطور كه اصل وجود از اوست ، مؤثريت و مبدئيت نيز از اوست . و الحاصل : هر كجا مبدأ اثرى هست وجود است ، منتها مبدئيت براى اثر در موجود به اندازهء حظّى است كه او از وجود دارد . هيولاى اولى هم به اندازهء خود منشأ آثار است و خيال نشود كه بايد مبدئيت او ، مبدئيت براى سماوات و ارض باشد ، بلكه حظّ او - كه قوه است - از وجود حظّ ضعيفى است و او در مرتبهء آخر وجود قرار گرفته است . بنا بر اين مبدئيت او نيز مرتبهء آخر منشأيت و مبدئيت است كه صرف قبول است . و بالجمله : اثر در عالم مال وجود است كه مرتبهاى از آن ، جاعل و مرتبهاى مجعول است و لو مرتبهاى كه مجعول است خود ، جاعل باشد و جاعلى كه مجعول نباشد تنها وجود بحت بسيط صرف است كه فوق قاهريت او شدةً و مدةً وجودى نيست . اين مبدئيت براى اثر در سلسلهء وجود و مراتب آن جريان دارد ؛ زيرا هويت وجود همان هويت منشأ اثر بودن است و هويت مبدئيت براى اثر ، غير از هويت وجود نيست . بنا بر اين هر كجا وجود هست همان هويت عين هويت مبدئيت و منشأيت براى آثار است ، منتها به اندازهء شدت و ضعف در وجود شدت و ضعف در مبدئيت و منشأيت پيدا مىشود و شدت و ضعف در وجود عين همان شدت و ضعف در مبدئيت و منشأيت است ؛ زيرا مبدئيت و منشأيت عين وجود است و آخرين ضعف در هيولاى اولى است ، چنان كه آخرين مرتبهء وجود اوست . بلى همان گونه كه وجود در هيولاى اولى صرف القوه است ، مبدئيت فعل هم در