تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
310
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
حرام است و به عبارت ديگر خداوند همهء اشياء را حتم نكرده و همهء آنها را نيز مباح نكرده بلكه « أمر بين الأمرين » است ، يعنى بعضى از آنها را حتم و بعضى را مباح فرموده است . جبر و تفويض و مراد از آن دو اكنون بايد عقيدهء جبرىها را بيان كرد : عدهاى از عقلاى عالم براى تنزيه و تقديس حق از شرك در افعال و به خاطر ظواهر كثيرى از آيات ، مانند : « وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى » « 1 » و « يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ » « 2 » و غير اينها از آياتى كه بر اين مطلب دال است ، و اخبار مثل : « لا حول و لا قوّة إلّا باللّه » « 3 » معتقدند بين اشياء معلوليت و عليت نبوده و مبدأ همه چيز يك وجود واجب با قدرت است و از ساير اشياء سلب قدرت نموده و هيچ فعلى را هم از انسان نمىدانند . « 4 » مثلًا اينها قائل شدهاند به اينكه خداوند عالم جرم شمس را خلق فرموده است بدون اينكه ضوء و احراق و حرارت از آنِ شمس باشد ، بلكه خداوند پشت سر شمس يك نور و يك حرارت هم خلق فرموده است و آنها اصلًا به شمس ربطى ندارد . بلى ، انسان جاهل غافل گمان مىكند حرارت و ضوء و شعاع از شمس است و يا خداوند نار را خلق فرموده و عادة اللّه جرت بر اينكه عقب نار ، احراق را ايجاد فرمايد . براى توضيح بيشتر مطلب مىگوييم : اينها مىگويند خداوند حرارت و نار را مثلًا در عرض هم خلق كرده است بدون اينكه عليت و معلوليتى بين آنها باشد . بلى نار محل براى خلق حرارت از جانب خدا است ولى حرارت از نار نيست ؛ چنان كه
--> ( 1 ) - انفال ( 8 ) : 17 . ( 2 ) - فاطر ( 35 ) : 8 . ( 3 ) - اصول كافى ، ج 2 ، ص 521 ، حديث 1 و 2 ؛ توحيد صدوق ، ص 242 ، حديث 3 . ( 4 ) - رجوع كنيد به : نقد المحصل ، ص 60 ؛ شرح مواقف ، ج 4 ، ص 180 ؛ شرح مقاصد ، ج 4 ، ص 105 و 223 - 247 .