تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
277
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
وجوه و مستحيلترين اوجه است . « 1 » و اگر وجود ، وجود عينى باشد ؛ وجود عينى يا تجردى است كه تالى فاسد اين صورت اين است كه مُثُل افلاطونى درست باشد ، و يا وجود مادى كه در اين صورت لازم مىآيد خلق ازلى و قديم باشد . و بالجمله : مشائين به نحو قياس استثنايى كه نوعى از قياس است برهان اقامه نموده و چنين گفتهاند : مناط علم بارى به اشياء به حصر عقلى يكى از وجوه ششگانه است و چون پنج احتمال را ابطال نمودهاند ، حقانيت مذهب خود را نتيجه گرفتهاند . اما جواب دليل مشائين اين است كه اولًا بعضى از توالى فاسدهاى كه براى پنج احتمال ذكر كردهاند ، درست نيست گرچه بعضى از آنها درست است . مثلًا اينكه گفتهاند : اگر براى اشياء شيئيت ماهيت و وجود نباشد تميز در عدم مطلق لازم مىآيد و آن محال است ، اين سخن درستى است . و يا اينكه : اگر براى اشياء شيئيت ماهيت باشد ، تقرر ماهيت منفك از كافهء وجودات لازم مىآيد ، اين نيز درست است . و همچنين اينكه : اگر وجود عينى ، مادى باشد لازم مىآيد موجودات ازلى و قديم باشند ، اين هم درست است . و اما اينكه : اگر وجود ذهنى به نحو اتحاد باشد ، مستلزم اتحاد عاقل و معقول است ، هيچ مانعى ندارد ، بلكه اتحاد عاقل و معقول را اثبات نمودهاند « 2 » و اثبات هم خواهد شد . و همچنين اينكه اگر وجود عينى تجردى باشد قول به مُثُل افلاطونى لازم مىآيد ، هيچ مانعى ندارد ، بلكه قول به مُثُل افلاطونى و صحت آن قول ، موافق با تحقيق است . « 3 »
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : شفا ، بخش طبيعيات ، ص 359 ؛ شرح اشارات ، ج 3 ، ص 292 - 298 . ( 2 ) - اسفار ، ج 3 ، ص 312 - 335 . ( 3 ) - اسفار ، ج 2 ، ص 46 - 79 ؛ شواهد ربوبيه ، ص 154 - 178 .