تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
270
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
فيض مقدس و وجود منبسط كه از صقع اعلى به اضافهء اشراقيه اشراق مىشود يك وجود بسيط است كه دو وجهه دارد كه يكى به طرف باطن و مبدأ و ديگرى به طرف ماهيات است . آن وجههاى كه به اعتبار بساطت و اشراق دارد مربوط به حق است و علم اوست و همين وجود بسيط به اعتبار وجههاى كه به ماهيات دارد ، معلوم است كه اين ماهيات به واسطهء او به يك معنى مكشوف و معلوم مىباشند . حاجى در همين رابطه مىگويد : وجودها بما هو العلم سبق * كما بما انضاف إليها قد لحق يعنى وجود هر چيزى از جهت علمى سابق و از جهت معلوم بودن لاحق است . و در شرح نيز مىگويد : شنيدى از ما كه اضافهء اشراقيه و فيض مقدس علم خداى تعالى است ، پس توهم نكنى كه علم بر معلومات مقدم نيست ؛ زيرا صورت علميه در اين هنگام عين صورت عينيه است ؛ چنان كه با اين توهم به طريقهء شيخ اشراق اشكال شده است . بعد مرحوم حاجى براى اينكه چنين توهمى نشود بيت مذكور را به عنوان علت مىآورد . توهم عدم علم حق تعالى به جزئيات يك عبارتى در كتب حكما ذكر شده كه از آن سوء تفاهم شده است كه خداوند متعال به علم كلى به اشياء عالم است و به علم جزئى عالم نيست « 1 » و توهم كردهاند كه خدا كليات را مىداند و جزئيات را نمىداند و جزئيات را از روى علم كلى مىداند ، مثل منجم كه از روى حساب قواعد كلى در سير كواكب علم دارد به اينكه زهره چه وقت طلوع مىكند . « 2 » اين توهم از عدم بصيرت و تفقه و خبرويت در كلام ايشان و عدم آشنايى به اصطلاحات و نامحرم بودن به مرام آنهاست ؛ زيرا خود حكما در كلماتشان گفتهاند :
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : شفا ، بخش الهيات ، ص 359 ؛ شرح اشارات ، ج 3 ، ص 307 - 310 . ( 2 ) - المطالب العاليه ، ج 3 ، ص 151 ؛ شرح مواقف ، ج 8 ، ص 69 ؛ شرح مقاصد ، ج 3 ، ص 121 .