تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
27
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
مرتبهء نازلهء خودش است باقى باشد و همچنين اگر سلاسل الى ما لا نهاية له فرض شود ، ترتب در وجود علل حاصل شده و ادلهء ابطال تسلسل جارى مىشود . پس اين دليل دوم : دليل استقامت است . يعنى مثل دليل خلف نيست و با امداد از بطلان تسلسل واخذ ممكنات ، مستقيماً بر اثبات صانع و واجب الوجود استدلال شد . با اين دو برهان اصل واجب الوجود را اثبات نموده ، بعد هم ان شاء اللّه اثبات خواهيم كرد كه « انّه عالم » ، « انّه قادر » ، « انّه مريد » و در اوصاف جلال و جمال تكلم خواهيم نمود و توحيد واجب الوجود اثبات خواهد شد . و چون در اين برهان از بطلان تسلسل كمك گرفته مىشود ، بسا ممكن است بعضى در بطلان تسلسل وسوسه نمايند ، لذا برهان اول اوثق از اين برهان است . البته بايد در مقدمات و ضمائم كه عبارت از اصطلاح تسلسل ترتبى و غير آن باشد ، دقت نمود كه اگر از يك قسمت آن غفلت شود ، نتيجه به بار نخواهد نشست و حاجى يك كلمه گفته است و ما مرام را شرح داديم . برهان امتن قرآنى ادلهء ديگرى براى اثبات واجب الوجود هست كه مانند دليل خلف سابق به ابطال تسلسل نياز ندارد . يكى از آن جمله را كه مطابق با لسان قرآن است و به راههاى پر پيچ و خم تسلسل هم پايبند نيست ، ذكر مىنماييم : و آن شرح آيهء شريفهء : « يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ » « 1 » است . البته بايد در نظر داشت كه در امور عامه ذكر كرديم : وجود طبيعى غير از وجود افراد نبوده و هر چه در خارج هست ، افراد طبيعت بوده و طبيعت وراى افراد ، شىء مستقلى كه وجودى منحاز از افراد داشته باشد نيست . پس ما از هر نوعى سلسله افرادى - و لو بالفعل غير متناهى باشد - فرض مىكنيم ، مثلًا دستهء غير متناهى از نبات ، دستهء غير متناهى موجود بالفعل از انسان و يا دستهء غير متناهى از حيوان را ملاحظه نموده و هر فردى كه از اين سلسله در نظر گرفته شود و
--> ( 1 ) - فاطر ( 35 ) : 15 .