تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
254
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
مكانى هم حكايت مىكرد ، باز صورت علميهء « النار حارّه » به نحو تام و تمام از جميع مصاديق نار - گرچه در آينده محقق شوند - كشف تفصيلى مىنمود . در حالى كه اين صورِ مفاهيم كليه به واسطهء مماثلت و مشاكلتى كه بين آنها و مصاديق هست ، حاكيات و كواشف و مرائى جميع افراد هستند . البته مناط كشف مفاهيم كليه از مصاديق اين است كه آنها حدوداتى منتزع از مصاديق مىباشند . و بالجمله : اگر در عالم فقط حقيقت نار به نحو بسيط و بدون خصوصيات ديگر بود ، همين مفهوم براى ارائه و كشف تمام عالم از ازل تا ابد ، اعم از اينكه آينده يا گذشته باشد ، كافى بود و همين صورت علميه ، كشف مىكرد كه نار جهنم حار است و لو نيامده است . بنا بر اين : اگر فرض كنيم در عالم بنا بر اصالت وجود ، هر چه متحقق است ، غير از وجود چيزى نيست و اصالت از آنِ اوست و غير وجود از اباطيل است و يك موجودى است كه صرف حقيقت وجود است و مناسبت بين او و اشياء ، از مناسبت بين صورت علميهء « النار حارّه » و مصاديق نار ، بالاتر است ؛ زيرا او علت و تمام اشياء معلول اوست و عالم ربط و تعلق صرف به او و جلوهء اوست و هر چه هست از اوست . و بالجمله : تمام معاليل او از سنخ وجود بوده ، و وجود صرف فقط ذات احديت و علت اشياء مىباشد ، پس علم به ذات كشف تفصيلى تمام معاليل است ، مگر اينكه فرض شود چيزى متحقق و اصيل باشد و معلول او نباشد و اين فرض باطل است ؛ زيرا بايد چنين چيزى واجب الوجود باشد و زياده بر يك ذات ، وجود واجب محال است . چون ماهيت محدود و غبار كثرت است و همچنين وجود مضاف به ماهيت ضيق است ؛ لذا آنها حيثيت ديگرى را نشان نمىدهند ولى صرف الوجود به واسطهء احاطه و سعه ، حاكى از تمام اشياء و مصاديق وجود است . و همان گونه كه قضيهء « النار حارّه » در عين حال كه تمام مصاديق را كشف مىكند ، عين مصاديق نيست و او صورت علميه و اينها وجودات خارجيه مىباشند . بلى ، او كشف مصاديق مىنمايد ، همچنين وجود