تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

249

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

برهان حاجى و صدر المتألهين بر علم ذاتى حق ولى به نظر صاحب كتاب كه موافق با نظر آخوند رحمه الله صاحب اسفار است ، اين علم در مرتبهء ذات ، علم تفصيلى به تمام اشياء ازلًا و ابداً ، اشياء سابقه و لاحقه و موجود و غير موجود است و هيچ چيزى كه از آن غيبت داشته باشد نيست و تمام ذرات وجود به نحو تفصيل تام با اين علم در مرتبهء ذات معلوم و منكشف است . « 1 » بيان و برهان مطلب اين است كه : بنا بر اصالت وجود ، در عالم غير از وجود چيزى متحقق نيست و ماهيات اعتبارى محض بوده كه واقعيت نداشته و عقل بشر آن را اعتبار كرده است و آنچه متحقق است نحوهء وجود است ، اصل وجود متحقق است و تعين و حد آن امر عدمى است و امر عدمى متحقق نيست . و اينكه گفته‌اند : ماهيت موجود بالعرض است ، به اين معنى نيست كه تحققى داشته باشد ، بلكه ماهيت بالعرض و المجاز موجود است و چيزى كه مجازاً موجود است مثل مجازيت « زيدٌ اسدٌ » است كه زيد حقيقةً اسديت ندارد ، بلكه اسديتِ آن ادعائى است . پس موجوديت ماهيت واقعيت ندارد و اين گونه نيست كه در خارج يك انسانيت و يك وجود باشد ، يك حيوانيت و يك وجود باشد ، بلكه وجودى محدود به حد و تعينى هست و حد و تعينِ نورى است كه واقعيت ندارد . و الحاصل : اين طور نيست كه در خارج تكثرات واقعيت دار باشند ، يعنى داراى وجود باشند به طورى كه متحقق و مشت پُر كن باشند ، بلكه در خارج فقط وجودات است چنان كه در خارج كه زيد و عمرو و بكر و عدد سه هست آنچه خارجاً هست نفس زيد و عمرو و بكر است بدون اينكه براى عدد سه وجود حقيقى منحاز باشد .

--> ( 1 ) - اسفار ، ج 6 ، ص 263 - 290 ؛ مبدأ و معاد ، ص 89 .