تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

242

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

علم و حيات است ، جلوه نيز كه عين ربط است در مرتبهء فعل عين كمالات و عين علم و حيات است . و الحاصل : متجلى بهويته الذاتيه و به تمام هويت تجلى كرده و جلوه به تمام هويت ، تمام تجلى اوست ، پس چنان كه متجلى در مرتبهء ذات عين تمام كمالات ذاتى است جلوه هم در مرتبهء تجلى ، تمام كمالات ، يعنى علم و قدرت و حيات و اراده است . و اين فيض مقدس اطلاقى و وجود منبسط كه جلوهء صرف الوجود و واجب الوجود است ، از سنخ وجود بوده و تمام كمالات به وجود برمىگردد ، پس وجود منبسط در عين معلوم بودن ، علم است و در عين مقدور بودن ، قدرت است و در عين حىّ بودن حيات است ، و چون وجودى مخلوق است لذا از خودش كمالى ندارد و همهء كمالات جلوهء كمالات واجب الوجود مىباشد ؛ چنان كه وجود او جلوهء وجود اصلى و وجود واجب است . و بالجمله : همان گونه كه صور علميه و تصوريهء نفس از نفس جدا نيست و فعل نفس عين تصور اوست و فعل نفس مانند افعال خارجيه نيست تا تصور و تصديق به فايده و اراده لازم داشته باشد تا ايجاد محقق گردد ، بلكه صرف تصور نفس عين ايجاد اوست ، چنان كه عين علم اوست ، وضع در مخلوقات احديت كه اضافهء اشراقيه مىباشند نيز چنين است . مىتوان عالم را به سه نظر نگاه كرد : يكى نظر كثرت است كه عقل و نفس و طبيعت را ببينيم . در اين نظر مضاف و مضاف إليه و اضافه‌اى هست ؛ ماهيات مضاف إليه و وجود منبسط اضافه و ذات حق مضاف است . البته اضافهء مقوليه نيست كه دو طرف باشد تا اضافه منتزع و محقق گردد و هر دو طرف اضافه اصيل باشد ، بلكه در اينجا اضافه اشراقيه بوده و مضاف سِمت و منصب قيوميت و قيمومت مضاف إليه را داراست و مضاف متقدم و اضافه متأخر از آن ، و مضاف إليه در رتبهء اخيره است . در اين نظر ، فيض مقدس اطلاقى ، يعنى نور