تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

24

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

بعد از اثبات اصل واجب به مراتب وجود نظر افكنده كه البته در اين مراتب ماهيات همراه مىباشد ؛ زيرا برگرداندن نظر از اصل وجود به سوى سلسلهء مراتب محقق نمىشود ، مگر اينكه مراتب ضعيفه را پايبند و مقيد به ماهياتى كه وجود را در مراحل نازله نگه داشته است ببينيم ، و الّا هر وقت حقيقت از قيد ماهيات برهد رو به سوى نقطهء اعلى مىآورد و اين به حكم تجاذب هم‌جنس و كهربايى مرتبهء قويه و به اثبات رساندن حكم تشكيك در حقيقت وجود است كه مرتبهء قويه چون اكمل و اتمّ از مراتب ضعيفه است ، به طور لفّ و بساطت كمالات مراتب نازله را داراست و اين طور نيست كه مرتبهء قويه مثل كمال مرتبهء نازله را مع زيادةٍ دارا باشد ، بلكه عين كمال او را دارا بوده و در حقيقت مرتبهء اعلى علاوه بر جميع كمالات خود ، كمال مختص به او را هم داراست . و نيز در حقيقت مرتبهء ضعيفه نقصان هست ، ولى مرتبهء قويه با هويت خود واجد جنبهء كماليهء او بدون نقص آن است ، البته نقص مرتبهء ضعيفه هم يك امر وجودى نبوده ، بلكه امر عدمى است و آن عبارت از فقدان كمال مرتبهء اعلى است . و اين برهان كه برهان اشرف و اوثق و اخصر بوده به برهان خُلف مشهور است ؛ زيرا وقتى به اصل وجود منسلخاً عن الماهيات و الاعدام نظر مىنماييم اين حقيقت ضرورى الثبوت بوده و « من نفسه لنفسه بنفسه » و « من ذاته لذاته بذاته » است ، و اگر موجوديت وجود من نفسه نباشد لازمه‌اش اين است كه يا متقوم به عدم بوده يا علت « ايس » بدون آن ، ماهيات باشد و اين بنا بر اصالة الوجود و اعتبارية الماهيه خلاف واقع است ، و چون عدم ، عدم بحت و هيچِ صرف است ، منشأ اثرى نبوده و محال است « ليس » منشأ « ايس » باشد . برهان استقامت برهان ديگر به برهان استقامت معروف است و حاصل آن اين است : از وجود ممكنات شروع كرده و مىگوييم وجودى هست كه اين ممكنات به قيموميت او متقوم و موجودند ، اگر پذيرفته شد كه وراى ممكنات قيومى محيط و پاينده براى آنها هست