تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
202
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
ملاحظات موجب وقوع در كثرت است . و در عين استغراق در كثرت ، حكم وحدت به كنارى رفته و در بيغوله مىماند و در عين نظر به كثرت ، قول به وجود منبسط و حكم كردن به وحدت و عدم تشكيك در مراتب وجود و ديدن يك هويت حقيقيهء بسيطه به نحو ابسط حكم به متناقضين است و لذا در صورت قائل شدن به وجود منبسط در اين نظر لا بد بايد امرى انتزاعى و اعتبارى را از سرتاسر نظام وجود ، از رأس نقطهء مخروط وجودى عالم امكان تا قاعدهء منتهاى مخروط ، انتزاع و اعتبار كرد . و بالجمله : بعد از نظر در اينكه وجودات محدودهاى به نحو علّى و معلولى مترتب بر يكديگر مىباشند ، ملاحظه كردن يك وجود ابسط ، و بدون تفاوت مراتب در آن ، نگاه با چشم احول است كه يك را دو يا دو را يكى مىبيند ، بلكه بعد از نظر به كثرت ، اگر كسى بخواهد به ابسطى كه نسبت به همهء اين كثرات بسط دارد قائل باشد ، لا بد بايد آن را مفهوم انتزاعى وجود دانسته كه از نظام وجود منتزع گشته و فقط مفهوم اعتبارى غير حقيقى مىباشد . حتى اگر به نور آفتاب هم تشبيه كنند ، باز هم در نظر به كثرت نمىتوان به يك وجود ابسط قائل شد ؛ زيرا نور محدود در اين اتاق و نور محدود در آن اتاق ، فعلًا با توجه به حدودات ، در حقيقت تكثر دارد . و بنا بر عقيدهء فلاسفه كه به مراتب وجود قائل بوده و « اول ما صدر » را عقل اول مىدانند « 1 » و بنا بر نظر ايشان كه به صادر و مصدر تا آخرين مرتبهء نور قائل شدهاند ، وجود به كلى واقع در كثرت بوده و نظام عالم وجود با ترتيب علّى و معلولى تشكيل مىيابد . و فلاسفه از اينكه به آنها گفته شود : موجود محدود از صرف الوجود بما انّه صرف الوجود و غير محدود صادر نمىشود ، « 2 » جواب مىدهند : از علت صرف ، وجود معلول بما انّه موجود محدود صادر نمىشود ، بلكه وجود معلول بما انّه موجود صادر
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : شفا ، بخش الهيات ، ص 528 ؛ قبسات ، ص 387 - 391 ؛ اسفار ، ج 7 ، ص 108 - 111 . ( 2 ) - مصباح الانس ، ص 70 .