تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

199

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

و بالجمله : بعد از عدم امكان تحليل قول عرفانى با سليقهء فلسفى كه به مراتب وجود و عليت و معلوليت حقيقيه بين اشياء قائل است ، از روى برهان عليت و معلوليت مطلب را تتميم و مرام را برهانى و مقصود را اثبات مىنماييم . عقل اول معلول حقيقى مبدأ اعلى است و عقل اول علت عقل ثانى است تا آخر عالم عقل و پس از آن نوبت به عالم ملكوت با ترتيب عليت و معلوليت رسيده و سپس نوبت به عالم طبيعت مىرسد و در آنجا هم چيزى علت چيز ديگرى است تا نوبت به آخرين مرتبهء وجود ، يعنى هيولاى اولى برسد . البته موجودات در عالمِ وجود زمانى ، به ترتيب زمان در خارج و در عالم وجود غير زمانى به غير زمان وجود پيدا كرده‌اند و همهء عالم طبق بيان فلسفى ، كثرات و تفصيلات و مراتب عليت و معلوليت مىباشد . و چون خداوند متعال به تمام هويت ، علت عقل اول است و عقل اول هم به تمام هويت ، علت عقل ثانى است و هكذا ، پس علم به علت كه مولّد علم به معلول است در حقيقت ، علم به معلول خواهد بود ؛ چنان كه در صور ذهنيهء قضايا و علم به نتيجه گذشت . بنا بر اين از علم حق به تمام هويت ذات خود بما انّه علة للعقل الاول ، علم به عقل اول هم حاصل مىشود و علم به تمام هويت عقل اول - چون كه او با تمام هويت خود علت عقل ثانى است - علت علم به عقل ثانى بوده و علم به تمام هويت عقل ثانى - كه او هم با تمام هويت علت عقل ثالث است - علت علم به عقل ثالث بوده و چون عقل ثالث با تمام هويت علت عقل رابع است ، علم به او ، علت علم به عقل رابع خواهد بود و هكذا . و در نتيجه همهء اين صور مفصلهء معاليل به واسطهء علم حق به علت طولى آنها ، معلوم حق خواهند بود و در عين حال كثرت ، صور علميهء آنها به طور تفصيل پيش حق حضور دارد و سابقاً گفتيم كه علت ، موجب حجاب بين معلول خود و علت خود نيست ؛ زيرا علم علت به معلول خود ، حضور خود معلول نزد علت خويش است نه اينكه حجاب باشد . پس همهء عالم و صور علميهء آنها به تفصيل نزد حق به علم فعلى حاضر است .