تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
193
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
تقريب فلسفى برهان فلاسفه به ترتب عالم قائل مىباشند كه يك نظام مترتبه به نحو عليت و معلوليت از عقل اول شروع شده و بعد از تماميت عالم عقل ، عالم ملكوت و بعد از آن ، عالم طبيعت محقق شده و در طبيعت هم موجودات عرضيهاى است كه همه روى هيولاى اولى قرار گرفتهاند . اينك مطلب را بر اساس حكمت و فلسفه تتميم مىنماييم : آيا در قياسات ، قضايا علت علم به نتيجه است يا هيچ عليتى نسبت به آن ندارند ، بلكه عادة اللّه بر اين جارى شده كه هنگام علم به مقدمات - صغرى و كبرى - علم به نتيجه از مبدأ فيض رأساً و مستقلًا و بلاواسطه افاضه شود ؟ اين بحث از شعب مسألهء جبر و تفويض است كه اشاعره و معتزله به آنها قائل شدهاند . دايرهء نزاع اشاعره و مفوضّه در عليت اشاعره گويند : وقتى زيد مىخواهد دستش را دراز كند و چيزى را بردارد ، از باب عادة اللّه ، دست او دراز مىشود به اين معنى كه خداوند مستقلًا به طورى كه عبد هيچ دخالتى در وقوع فعل ندارد ، آن شىء را از زمين حركت داده و روى دست او نگاه مىدارد . مثل اينكه حمّالى بارى را ببرد و كسى دستهايش را زير بار نگه دارد بدون اينكه سنگينى بار را تحمل نمايد ، اگر كسى از دور حمّال را نبيند و آن كسى را كه دست زير بار گذاشته ببيند ، از روى جهل گمان مىكند كه بار را او برداشته است ، غافل از اينكه حمل به عهدهء شخص ديگرى است . « 1 » مفوضّه گويند : اين طور كه اشاعره گويند نيست ، بعد از آنكه خداوند عبد را خلق فرمود ، ديگر عليت تامه به عهدهء اوست و به هيچ نحوى خداوند مباشرت و تسبيبى ،
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : شرح مواقف ، ج 8 ، ص 145 - 159 ؛ شرح مقاصد ، ج 4 ، ص 223 - 247 .