تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
159
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
صور اشياء در علم خدا مرتسم مىباشد ، پس يك علم حضورى و علم ديگر ارتسامى است . تمام اين تصورات و اقسام ، از شعب قول به انفصال مىباشد . نظريهء اتصال و دو شعبهء آن و اما قول به اتصال : در اينجا هم دو دسته شدهاند ، گرچه هر يك باز به شعبى منشعب شدهاند و لكن در خود اين قول به اتصال دو رشته است : يكى اينكه علم غير متحد با ذات است ، و ديگر متحد با ذات است . اما شعب قول اول : يك قول به بعضى از فلاسفه از قبيل ابى على و ابى نصر نسبت داده شده « 1 » كه قائل شدهاند علم خداوند ارتسامى است به اين معنى كه صور علميه حق مرتسم در ذات و زايد بر او و متصل به اوست . شيخ الرئيس گفته است : گاهى معناى معقول از شىء موجود اخذ مىشود ، مثل اينكه ما از فلك با رصد و حس ، صور معقوله را اخذ مىكنيم ، يعنى وجود بوده و ما صورت را از وجود تعقل مىنماييم . و گاهى صورت معقوله از موجود اخذ نمىشود ، بلكه بر عكس است ، يعنى موجود خارجى از او تحقق يافته است ، مثل معمارى كه عمارتى را تصوير مىنمايد و صورتى از آن در ذهنش مرتسم مىشود ، سپس طبق آن صورت وجود خارجى را ايجاد مىكند . « 2 » و الحاصل : يك دفعه چيزى وجود خارجى دارد و ما او را مىبينيم فعقلناه ، و يك دفعه عقلناه ثم اوجدناه . بر اين اساس مىگوييم : تمام صور غير متناهى نظام عالم ، ازلًا و ابداً به نحو قيام صدورى در خداوند متعال مرتسم بوده و آن صور متصل به ذات و زايد بر ذات
--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : اسفار ، ج 6 ، ص 180 . ( 2 ) - شفا ، بخش الهيات ، ص 502 .