تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
156
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
عرفا آن را اسم ظاهر مىخوانند و لوازم كه متحقق نبوده ، حقيقت ماهيات و اعيان ثابته است كه بالذات موجود نيست . پس اگر حرف عرفا را به اين بيان تقريب نماييم ، ديگر قول آنها مثل قول معتزله نخواهد بود كه به كلام بىربطى بنا بر مبناى خلاف واقعشان كه اضافه بودن علم است قائل شدهاند . فرق بين تصوف و عرفان فائدة اصطلاحيه : صوفيه و عرفا ، و تصوف و عرفان كه كثيراً ما زبانزد ماست ، بسا فرق بين موارد استعمال آنها رعايت نمىشود ، با اينكه تفاوت هست ؛ چون عرفان به علمى گفته مىشود كه به مراتب احديت و واحديت و تجليات به گونهاى كه ذوق عرفانى مقتضى آن است ، پرداخته و از اينكه عالم و نظام سلسلهء موجودات ، جمال جميل مطلق و ذات بارى است بحث مىنمايد و هر كسى كه اين علم را بداند به او عارف گويند . كسى كه اين علم را عملى نموده ، و آن را از مرتبهء عقل به مرتبهء قلب آورده و در قلب داخل نموده است ، به او صوفى گويند ، مانند علم اخلاق ، و اخلاق عملى كه ممكن است كسى علم اخلاق را كاملًا بداند و مفاسد و مصالح اخلاقى را تشريح نمايد ، ولى خودش تمام اخلاق فاسده را دارا باشد به خلاف كسى كه اخلاق علمى را در خود عملى كرده باشد . لذا اهل اين فن به محيى الدين عربى محقق گويند و محقق گفتن آنها به او ، مثل محقق گفتن ما به صاحب شرايع « 1 » نيست كه معنايش اين باشد كه مطالب علمى فقهى
--> ( 1 ) - فقيه جليل و عالم نبيل ابو القاسم نجم الدين جعفر بن حسن بن يحيى بن سعيد هذلى حلّى ، معروف به محقق حلى يكى از بزرگترين فقهاى اماميه است . وى نخستين كسى است كه فقه را به عبادات ، عقود ، ايقاعات و احكام تقسيم نمود و فقه را از طهارت تا ديات در 52 كتاب مرتب ساخت . او در شرائع الاسلام خويش فقه را از زوايد پيراست و فروع متفرق را در آن گرد آورد . سپس آن را به نام مختصر النافع تلخيص و آن گاه به نام المعتبر فى شرح المختصر شرح نمود . از جمله شاگردان وى ، علامهء حلى ، ابن داود حلى ، شيخ رضى الدين على حلى ، سيد بن طاوس و سيد غياث الدين و سيد جلال الدين بن على بن طاوس حسنى مىباشند . از تأليفات او به غير از آنچه ذكر شد ، معارج الاصول ، نكت النهاية ، المسلك فى اصول الدين مىباشد . وى در سال 676 ق . درگذشت و قبر او در حلّه مزار شيعيان است .