تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

15

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

از آنچه كراراً عرض شد ، روشن شد كه اين معناى واجب بوده و وجود مساوق با واجب است و وجود و واجب دو چيز همراه و هم‌ركاب و هم‌عنان نبوده بلكه عين يكديگرند . و بعد از آنكه وجود همان واجب است و اين فردى كه حقيقت آن ، تحقق و تحصل است ، مفهوم وجود و مفهوم واجب بر او صادق است ، پس در عرصه بيش از واجب كيست ؟ بگو . و بيش از وجود چيست ؟ بگو . پس واجب هست لا غير . و بايد از ممكن سراغ گرفت كه ممكن كجاست ؟ كلّ ما في الكون وهم أو خيال * أو عكوس في المرايا أو ظلال « 1 » و العالم خيال فى الخيال . « 2 » وحدت منم ، كثرت منم * معنى منم ، صورت منم اول منم ، آخر منم * باطن منم ، ظاهر منم عِلوى منم ، سفلى منم * دنيا منم ، عقبا منم هم نور و هم ظلمت منم * پنهان و هم پيدا منم غايب منم ، حاضر منم * يكتا و بىهمتا منم حجت منم ، دعوا منم * عين همه اشيا منم « هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ » « 3 » هر كجا وجود رفته ، واجب است و بعد از اثبات اينكه : « إنّ الوجود هو الواجب و إنّ الواجب هو الموجود و إنّ الموجود هو الواجب » خواهيم گفت : وجود عين قدرت است ، وجود عين علم است ، وجود عين اراده است . مجموعهء كون را به قانون سبق * كرديم تصفّح ورقاً بعد ورق حقا كه نديديم و نخوانديم در او * جز ذات حق و شئون ذاتيهء حق

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : نقد النصوص ، ص 181 . ( 2 ) - فصوص الحكم ، ص 104 . ( 3 ) - حديد ( 57 ) : 3 .