تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
63
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
وصل و آرزو رسيده باشد و به طريان فعليت زايل شود ، به خلاف امكان ذاتى كه لازم ماهيت است و هر گز زايل نمىشود و با امتناع غيرى و وجوب غيرى جمع مىشود . و أنّ هذا في محلّ الممكن * و فيه شدّةً و ضعفاً أيقن فرق پنجم اينكه : امكان استعدادى در محل و در مادهء ممكن است و ماده اعم است از اينكه ماده براى صورت نوعيه باشد ، مانند نطفه كه ماده و محل براى صورت حيوانى است و يا اينكه موضوع براى امكان استعدادى باشد ، مثل سيب كه موضوع سرخى و حلاوتى است كه بعد خواهد آمد . و يا متعلق ماده باشد مانند جنين كه متعلق نفس است . پس ممكن با نظر به حال متعلق به استعدادى وصف مىشود ، يعنى امكان استعدادى با نظر به مستعد له گفته مىشود ، و لكن امكان ذاتى با نظر به وصف خود ممكن است . فرق ششم اينكه : شدت و ضعف در امكان استعدادى يقينى است ، مثلًا امكان استعدادى نطفه - نظر به اينكه صورت انسانى در آن حاصل شود - از امكان استعدادى مضغه ضعيفتر و همچنين استعداد مضغه در انسانيت از جنينى كه قبل از ولوج روح است ضعيفتر و اين امكان استعدادى به واسطهء اجتماع شروط و عدم موانع روز به روز در سير تكاملى است و وقتى كه به حد كمال رسيد و مستعد له حاصل شد و يا مانعى حاصل گرديد و او را از سير بازداشته و برگرداند - مثل اينكه بچه سقط شد - منقطع مىشود .