تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

60

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

وجوه افتراق امكان استعدادى و امكان ذاتى فروقى بين امكان استعدادى و امكان ذاتى رعايت شده است : يكى اينكه امكان استعدادى از جهتى بالفعل است و مرتبهء ضعيفه‌اى از وجود را داراست و در سلسلهء نظام وجود ، زانويش جا گرفته و در مجلس موجود حاضر است ؛ زيرا گفتيم آن قوهء قابلهء انسانيت از امور متحققه در اعيان است ؛ زيرا كيفيت حاصله‌اى در ماده است كه ماده را براى افاضهء وجود حادث از مبدأ جواد مهيّا نموده تا صور و اعراض در آن ماده ، حلول كرده و مانند نفس مجرده با ماده باشد . اما اينكه چرا نسبت به صور و اعراض با لفظ « فيها » كه حاكى از حلول است و در نفس با لفظ « معها » كه حاكى از معيت است تعبير فرموده ، جوابش را به محل بحث آن ، كه نفس مجرد قابل حلول نيست ، موكول مىنماييم . به خلاف امكان ذاتى كه از شائبهء وجود ، بويى به مشام آن نرسيده و همان نقطهء سودا در ناصيهء ماهيت است و ماهيت در هر مكانى باشد امكان ذاتى با اوست و او را نورى نيست و در صرافت اعتباريه‌اش باقى است . و الحاصل : تهيؤ از حيث اينكه كيفيت مخصوصه‌اى در ماده بالمعنى الأعم است امرى است كه بالفعل موجود است . فائدةٌ : براى ماده دو اصطلاح است : يكى اعم ، يعنى هم بر بدن كه متعلق نفس است ، و هم بر موضوع عوارض مانند ماده سيب كه حلاوت به او قائم است ، و هم بر محل مانند نطفه كه محل براى صورت نوعيه حيوانيه است اطلاق مىشود . و اصطلاح ديگر در ماده ، بدن است . اين است كه در مواردى حكما ، ماده گفته‌اند و متكلمين آن را به خاطر عدم آشنايى به اصطلاح بر مادهء اخص حمل نموده‌اند ، و به واسطهء همين عدم آشنايى ناصيهء نورانى اهل توحيد را با كلوخ تكفير شكسته و خونين كرده‌اند - چنان كه آن مرد در كربلا جبين نورانى صدرنشين مسند حق را خونين نمود - و بعد آخوند هر چه فرياد زد كه من قائلم معاد جسمانى است و عين