تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

56

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

طرف حركت كرد ، مثل اين است كه ناقص رو به كمال گذاشته است و در اين صورت با توجه به مرتبهء نقص بر آن « ممكن » اطلاق شده و با توجه به حركتش به اوج وجود « واجب » گفته مىشود . و لكن أولى اين است كه طريقهء صدر المتألهين را پيش كشيم ، « 1 » و آن طريقه اين است كه امكان به دو لحاظ اطلاق مىشود : يكى به ملاحظهء ماهيات و دقت در ناصيهء آنها و ديدن سواد الوجهى آنها ، كه آن نقطهء سوداى لا اقتضائى است و در جنبهء او حركت به يك طرف نيست . و ديگرى امكان بالنظر الى نظام الوجود است و ملاحظهء اينكه اين نظام وجود ، نظام فقر و عين فقر و صرف التعلق و الربط است و اشعه و اظلّهء يك مبدأ است و تنزل نور حقيقى است و به نحو فىء الشىء نسبت به شىء است ؛ چون مرتبهء نازله از يك وجوب ذاتى محكمى است كه اين وجودات تجليات اوست و صور متجلى نسبت به خود متجلىِ تام ، ناقص است . و به لحاظ اين فقر ، فىء ممكن است ، ولى چون فىء وجوب ذاتى است به لحاظ سنخيت با واجب ، واجب است .

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : اسفار ، ج 1 ، ص 83 - 90 و 206 ؛ و نيز : ج 3 ، ص 253 .