تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

53

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

وجوب غيرى و بعضى از احكام آن به واسطهء هيچ يك از اقسام اولويت ، چيزى حاصل نمىگردد ، نه به اولويت ذاتيه و نه به اولويت غيريه . اولويت غيريه اين است كه : غير ، بعد از آنكه مثلًا وجود را خير ديد ، بدون اينكه جميع انحاء و طرق عدم را به روى شىء ببندد ، آن را موجود كند . و اولويت ذاتيه اين است كه : اگر راههاى يك طرف مثلًا عدم صد تا باشد ، در صورتى كه نود و نه تاى آن بسته شد ، شىء به خودى خود با اينكه يك راه ديگر بسته نشده موجود شود . تصوير اولويت كافيهء ذاتى و غير كافيهء ذاتى اين است كه در صورت مذكوره ، ماهيت به وجود نزديك شده و ذاتاً اقتضاى وجود دارد . بعضى از متكلمين به اولويت غيريه قائل شده و منكر ايجاب و وجوب در ايجاد ممكن شده‌اند . « 1 » اين طايفه از لفظ وجوب ترسيده و رنگشان پريده است كه مگر ممكن است در عالم غير از يك واجب الوجود باشد ؟ چطور قلب به اين معنى فتوا دهد و عقل امضا كند و زبان گويا شود كه همهء ذرات واجب الوجود گشته تا وجود يافته‌اند منتها وجوب غيرى ؟ متكلمين بيچاره نتوانستند با ضميمه نمودن لفظ غير به واجب الوجود از صولت اين لفظ فارغ و راحت شوند . و بالجمله : تا ممكن ايجاب نشود ، موجود نمىگردد .

--> ( 1 ) - رجوع كنيد به : شرح مواقف ، ج 3 ، ص 164 - 170 ؛ شرح مقاصد ، ج 1 ، ص 492 ؛ اسفار ، ج 1 ، ص 199 - 206 .