تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

45

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

دانسته‌اند . « 1 » و به عقيدهء اشاعره صفات حقيقيه از قبيل حيات و قدرت لازم ذات احديت و زايد بر ذات مىباشند « 2 » و لذا قائل به قدم قدماى نُهگانه‌اند ، چنانچه علما در خصوص قول به قدم صفات هشتگانه ، به آنها تعريض نموده‌اند ، لكن نه از جهت قدم بلكه از راههاى ديگر مثل اينكه گفته‌اند مستلزم تركيب است . و معتزله احوال لازمهء قديمه براى حق اثبات كرده « 3 » و صوفيه به اعيان ثابته قائل مىباشند . « 4 » و اينها به جهت دلايل توحيد از لوازم واجب الوجود نبوده و مانند زوجيت ثابته براى اربعه نيست ، بلكه بذاتها ممكن الثبوت و با نظر به ذات اول تعالى واجب الثبوت مىباشند . پس به اجماع فرق اهل حق و متصديان معرفت حقايق ، تأثير ، به سبق عدم مشروط نيست . چنانچه ايشان كه مىگويند اينها ممكن و داراى ثبوت ازلى است ، به وجود اول تعالى نيز قائلند . اگر گفته شود : كلام در افعال است و اينها افعال نيست . مىگوييم : مناط اين است كه آيا حدوث ، علت حاجت است يا امكان ، و مقصود اين است كه ما اثبات كنيم دوام و ازليت و عدم سبق العدم ، نمىتواند مانع استناد و قول به معلوليت شود . بنا بر اين اگر در اينها مطلب را عقلًا ثابت نموديم چون قاعدهء عقليه تخصيص بردار نيست ، نمىتوانيد بگوييد : دوام در اينها مانع استناد نيست ولى در افعال مانع است . و همچنين قول ما را كه مناط معلوليت ، حدوث نيست ، اثبات مىكند اينكه : براى ماهيت لازمى است كه مستند به اوست و زماناً از او متأخر نبوده و بين ماهيت و لوازم او زمانى متخلّل نيست با اينكه آن لوازم معلول ماهيت است .

--> ( 1 ) - شفا ، بخش الهيات ، ص 488 - 489 و 501 - 509 ؛ اسفار ، ج 6 ، ص 189 - 227 . ( 2 ) - المطالب العاليه ، ج 3 ، ص 221 ؛ شرح مواقف ، ج 8 ، ص 44 - 45 ؛ شرح مقاصد ، ج 4 ، ص 69 - 70 . ( 3 ) - كشف المراد ، ص 35 ؛ اسفار ، ج 6 ، ص 182 . ( 4 ) - شرح فصوص الحكم قيصرى ، ص 18 ؛ اسفار ، ج 6 ، ص 280 .