تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

28

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

مراد از امكان لا امتناع است ، و عام گفته مىشود زيرا شامل واجب الوجود هم مىشود به خلاف امكان خاص . قسم دوم : امكان به معناى خاص است كه خاصى هم به آن گفته مىشود . به آن خاص گويند زيرا سلب ضرورت از طرفين مىكند ، بنا بر اين اخص از امكان عام است ، و خاصى گويند چون خواص به آن توجه دارند ، چرا كه آنها اصل حقيقت شىء را مدّ نظر قرار داده و در صرافت و حاقّ جادهء منشعبه ، طرفين عدم و وجود را مىنگرند . اصل كلام در اين امكان است و ذكر ساير اقسام تطفّلى است . اين قسم مدّ نظر مصنف است و مقابل متقابلين مىباشد ؛ لذا آن را اسماً نگفته ، چون شأناً معلوم است . يكى ديگر از اقسام امكان ، امكان به معناى اخص است . و وجه اخصيت آن اين است كه در آن ضرورت ذاتيه و وصفيه و وقتيه از محمول سلب مىشود . از جملهء اقسام امكان ، امكان استقبالى است و آن سلب همهء ضرورتها حتى ضرورت به شرط المحمول است ؛ چون در تمام اقسامِ امكانِ ماضى و حال ضرورت به شرط المحمول وجود داشته و موجود ممكن محفوف به ضرورتين است ؛ ضرورتى از ناحيهء علت و ضرورتى از ناحيهء محمول ؛ زيرا شىء موجود با وصف موجوديت محال است معدوم باشد . چنان كه شيخ الرئيس « 1 » فرموده است : آنچه از امور ممكنه به ماضى نسبت داده

--> ( 1 ) - ابو على حسين بن عبد اللّه بن سينا يكى از بزرگ‌ترين حكما و فلاسفه اسلامى است كه آوازه علم و دانش وى از هزار سال پيش تا كنون ، كران تا كران عالم را فرا گرفته است و كسى بر وى پيشى نگرفته است . در سال 373 ق . به دنيا آمد . در هفت سالگى به مكتب رفت و كتابهاى غريب المصنف ، ادب الكاتب ، اصلاح المنطق ، العين ، حماسهء ابى تمام ، ديوان ابن رومى ، تصريف مازنى ، نحو سيبويه را فرا گرفت و همهء آنها را در يك سال و نيم از حفظ نمود . در ده سالگى مردم بخارا از هوش و حافظه‌اش در شگفت بودند و در دوازده سالگى بر طبق مذهب ابو حنيفه فتوا مىداد . در شانزده سالگى كتاب قانون را تصنيف كرد و آوازهء طبابت وى همه جا را فرا گرفت و مرض نوح بن منصور را درمان نمود و در عوض در خزانهء سلطنتى به مطالعهء كتابهاى ابو نصر فارابى پرداخت و در 24 سالگى ، علمى نبود كه فرا نگرفته باشد . از تأليفات اوست : قانون ، شفا ، اشارات و تنبيهات ، دانش‌نامهء علايى ، مبدأ و معاد . ابو عبيد جوزجانى ، ابو عبد اللّه معصومى و بهمنيار بن مرزبان از شاگردان وى مىباشند . او در سال 427 ق . بدرود حيات گفت و در همدان به خاك سپرده شد .