تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
23
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
گذشتيم از عالم طبيعت در صورتى كه خاموش بوده است . خود را به اين كثافات و كثرات آلوده نكردند . و شيخ اشراق « 1 » مىگويد : « گاهى خود را مىبينم كه از ماهيت تجريد كردهام » . « 2 » و بالجمله : اهل اللّه به اين وجود منبسط قريب و اول مرتبهء ظلّ احديت كه در كمال است و اظلال ديگر از او هستند ، عالم امر گفتهاند كه از كثرت قرب ، مندك و مستهلك در نور احديت است . بلكه انوار اسفهبديه « 3 » كه منصب فعاليت دارند - مىتوان گفت اين لفظ از عجم گرفته شده ؛ زيرا آنها به صاحب منصب ، سپهبد گويند - بدون ماهيت و داراى بسط و مرتبهء عالى وجودند و از منشأ بينونت ندارند ؛ زيرا مناط بينونت ماهيات كه ماده است - اعم از اينكه ماده خارجيه باشد يا عقليه - در آنها مفقود است . اين است مجرد وجود كه امر اللّه است « و كلمة كن الوجودية النورية » . نسبت بين نفس الامر ، خارج و ذهن من خارجٍ أعمّ إذ للذهن عمّ * كما من الذهني من وجهٍ أعمّ نسب اربع مصطلح در منطق بين مفاهيم ملاحظه مىگردد ، مثلًا گويند : بين مفهوم حيوان و انسان ، عموم مطلق است ، يعنى بر هر فردى كه انسان صدق نمايد ، حيوان بر
--> ( 1 ) - ابو الفتح شهاب الدين يحيى بن حبش بن اميرك سهروردى ، شافعى المذهب اشراقى المشرب از مشاهير فلاسفه و حكماى اسلامى و در اصول فقه و حكمت و فلسفه و فقه و حديث افضل اهل زمان خود بود ، در مراتب عرفانى و در جدل و مناظره دستى توانا داشت . حكمت و اصول فقه را در مراغه از مجد الدين جيلى فرا گرفت و شالودهء حكمت اشراق را - كه طريقهء قدماى حكماى يونان بوده - استوار ساخت . از تأليفات اوست : آواز پر جبرئيل ، حكمة الاشراق ، تلويحات ، تنقيحات ، شرح اشارات ، صفير سيمرغ ، لمحات ، مبدأ و معاد ، المطارحات ، هياكل النور ، يزدان شناخت . وى سرانجام در حلب ، در عهد ملك ظاهر - پسر صلاح الدين ايّوبى - به فساد عقيده متهم شد و به فتواى علماى حلب در سال 587 ق . در سى و شش سالگى كشته شد . ( 2 ) - تلويحات ، در مجموعهء مصنفات شيخ اشراق ، ج 1 ، ص 115 . ( 3 ) - براى تفصيل و شرح بيشتر « انوار اسفهبديه » رجوع كنيد به : حكمة الاشراق ، در مجموعهء مصنفات شيخ اشراق ، ج 2 ، ص 147 و 223 - 225 .