تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

363

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

و بالجمله : و لو نحوهء وجود عرض اضافه است و لكن مقولهء اضافه نيست ، بلكه تعلق در ماهيات از مقولهء اضافه است . از اينجاست كه وجود همهء اشياء عين تعلق و ربط است و ظلّ براى مبدأ است در صورتى كه اضافه مقوليه نيست و همچنين براى مبدأ نسبت به جميع ما سواه ، اضافه اشراقيه است و اين اضافه از مقولهء عرض نيست . و بالجمله : بعد از آنكه عرض را تعريف كرديم به ذكر اقسام نُهگانهء آن مىپردازيم . اشكال شده كه شما عرض را نه قسم دانسته و جوهر را يك قسم كه مجموعاً ده قسم مىشود در صورتى كه جوهر خود پنج قسم است پس بايد مقولات چهارده تا باشد . جواب آن اين است كه اقسام پنجگانهء جوهر در حقيقت جوهريت مختلف نيستند . بعضى گفته‌اند : جوهر يكى و عرض هم يكى است ، پس مقولات بايد دو تا باشد ، « 1 » ولى غافل از اينكه عرض براى اين حقايق مختلفهء نُهگانه عرض عام است و جنس حقيقى براى آنها نيست ، بلكه حقايق آنها با يكديگر بالذات مختلف مىباشند . بعضى آن اعراضى را كه نسبت در آنهاست يكى شمرده و آنچه نسبى نيست ، مثل كمّ و كيف دوتا شمرده‌اند ، بنا بر اين مجموعاً عرض را سه مقوله دانسته‌اند . « 2 » و ديگرى حركت را به آنها علاوه نموده و گفته است : اعراض چهار تاست . « 3 »

--> ( 1 ) - قبسات ، ص 39 - 40 . ( 2 ) - رجوع كنيد به : بصائر نصيريه ، ص 20 - 36 ؛ اسفار ، ج 4 ، ص 4 . ( 3 ) - رجوع كنيد به : تلويحات ، در مجموعهء مصنفات شيخ اشراق ، ج 1 ، ص 11 ؛ مطارحات ، در همان مجموعه ، ج 1 ، ص 278 .