تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

334

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

احكام مشترك علت و معلول امتناع تخلف معلول از علت تامّه يكى از احكامى كه علت با معلول خود ، در آن شريك است اين است كه وقتى علت تامهء چيزى موجود و محقق گرديد ، معلول آن واجب التحقق مىگردد . به عبارت ديگر : بعد از تكميل علت تامه ، علت واجب التأثير است و معلول واجب التأثر است و محال است چنين علتى ، معلول را ايجاد نكند و ممتنع است معلولِ چنين علتى موجود نگردد . اگر چه بر اين معنى دليلى اقامه نكرده‌اند و اين مسأله را به كمال وضوحش واگذار نموده‌اند ، و لكن برهانى كه مىتوان اقامه نمود اين است كه : براى هر چيزى كه در بيغولهء عدم غنوده به حسب هر چيزى ، راهى از عدم به روى آن باز است ، و معناى علت تامه اين است كه با وجود آن علت ، راههاى عدم آن چيز مسدود گردد . پس اگر بعد از وجود علت ، معلول از بيغولهء عدم بيرون نيامد معلوم مىشود راهى از عدم به روى او بازمانده و علت نتوانسته است راههاى عدم را سد نمايد . و اين خلاف آن چيزى است كه در علت تامه فرض نموديم . پس اگر تمام راههاى عدم بسته شد و وادى عدم از همه طرف نسبت به معلول مسدود گرديد و حتى نقطهء لا يتجزايى از عدم كه چشم معلول روى آن نقطه خواب‌آلود گرديده و نسبت به نواهاى سلسلهء وجودات در صفحهء وجود ثقيل السمع شود نماند ، قهراً لازم است پاى معلول از صفحهء عدم لغزيده و به ديار پُر هياهوى وجود