تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

326

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً » ، « 1 » با كمال خوشنودى و به دلخواه محبوب ، سفر را انجام داده و از نقطهء مطلع خارج شده و به آن نقطه عود نموده و به طور استقامت در اسم اعظم الهى و لفظ جلالهء « اللّه » كه راست بوده و هيچ اعوجاجى ندارد ، داخل شدند . چنان كه حضرت رسول فرمود : « راه من مستقيم و راههاى ديگر كج و معوج است . » « 2 » زيرا بين دو نقطه ، ترسيم نمودن بيش از يك خط مستقيم ، محال است . پس آنكه رسيده شده و در هيچ مقامى توقف نداشته و حركت استكمالى را لا ينقطع در دو قوس نزولى و صعودى طى نموده است ، انسان كامل است « ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى » . اين است كه براى ملائكه مقام معينى است كه : « و منهم قائم و منهم ساجد و منهم راكع » . « 3 » يگانه موجودى كه براى سير آن حد و مقامى نيست انسان كامل است كه در اين قوس ترقى و استكمال ، به گونه‌اى استعداد سير دارد كه مىتواند به مقامى كه به وهم تو نايد ، برسد . بار ديگر از ملك پرّان شوم * آنچه اندر وهم نايد آن شوم « 4 » و انسان كامل نور انور احمد محمدى صلى الله عليه و آله و سلم است كه او انسان كامل است « خلقتك لأجلي » « 5 » خدا بنى آدم را براى خودش خلق فرموده است ، البته نه آن بنى آدمى كه نارس مانده است ، بلكه آن آدمى كه سلامت مانده و « مطلع الفجر » شده است . من و شما « خلقتك لأجلي » را ديده‌ايم و مىگوييم : ما لأجل اللّه خلق شده‌ايم ، ولى ما غفلت كرده‌ايم و فطرت را مستقيم نبرده‌ايم و چون وقفه در اين عالم ترقى و استكمال محال است ، پس ما حركت كرده‌ايم ولى در شيطنت استكمال نموده‌ايم . البته هر چيز ناقصى در حركت بوده تا كامل شود ؛ زيرا توقف محال است ، ولى ما در اين حركت شقى كامل در آمده‌ايم . ابو جهل هم ترقى كرد ولى در شيطنت .

--> ( 1 ) - فجر ( 89 ) : 27 - 28 . ( 2 ) - اشاره است به آيهء 153 ، سورهء انعام ( 6 ) . ( 3 ) - اين روايت را بدين صورت نيافتيم ، رجوع كنيد به : نهج البلاغه ، ص 41 ، خطبهء 1 . ( 4 ) - مثنوى معنوى ، ص 512 ، دفتر سوم ، بيت 3906 . ( 5 ) - علم اليقين ، ج 1 ، ص 381 .