تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
320
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
حركت بوده و رو به كمال و ترقى گذارده و لا ينقطع مراحل را فى جوهره طى نموده تا به عالم نطفه مىرسد و در آن عالم به جز حقيقت منويت چيزى نبوده و همچنان كه عوارض خود را از حيث طول و عرض و عمق عوض كرده و در آنها در حركت است ، در اصل جوهر خود نيز از منويت و دم و علقه و مضغه در حركت بوده ، تا به تدريج به آخرين مرتبهء كمال جسميت مىرسد و چون از افق جسميت كه اعلى مرتبهء جسم است به حركت درآمده ، افق عالم روحانى و تجرد در پايينترين مرتبهء آن تجلى مىنمايد . و الحاصل : يك اصل بدون تخلل عدم - به نحو ترسيم خط - از نقطهء آخر وجود ، لا ينقطع حركت نموده و در هر قدمى و سير نقطهاى به يك حقيقتى كاملتر از حقيقت اوليه تجلى نموده و مراحل كمال را سير مىنمايد و از هر افقى كه بگذرد وارد افق بالاترى شده كه آن افق محيط بر افقهاى نازله است ، پس وقتى به اعلى مرتبهء افق جسميت رسيد و اين افق تمام شد ، وراى آن افق تجرد است . و اولين نقطه و پايينترين حد افق تجرد ، احساس ضعيفى است كه در جسم متحرك در جوهر و ذات حاصل مىشود و اين احساس به تدريج زياد شده و مراتب و افقهاى تجرد پشت سر گذاشته مىشود . سپس بچه مضغه و يك پارچه گوشت شده و از حرارت رحم آهسته آهسته كسب حرارت نموده و يك قبض و بسطى كه اول مرتبهء احساس است پيدا مىكند و اين حركت همانطور كه در ابعاد ثلاثه زياد مىشود در جوهر تجردى هم رو به ترقى بوده تا حس قوى مىگردد و همچنان اين حس قوت گرفته و افق تجرد وسيع شده و جنبهء روحانيت تكميل گشته و عين همان جسم رو به عالم روحانى مىگذارد . و نفس ، عين آن مرتبهء كاملهء جسم است كه از آن مرتبهء اعلاى جسم گذشته و حركت در جوهر آن رو به بالا مىگذارد . هر چه نفس به فضاى روحانيت نزديك مىشود در اثر تكامل وجودى قواى جسمانى زياد مىشود و بصر و سمع كه شأن ترقى نفس است پيدا مىشود . اين است كه بچه در اولين مرتبه از اين قوا كه مرتبهء