تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

315

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

ببينيم دعا استجابت مىشود يا نه ؟ و معلوم است كه اين اشكالات و شعريات ، نمىتواند در مقابل براهين اوليه ، عرض اندام كند ؛ زيرا آن مواد اقيسه كه از قبيل وجدانيات و محسوسات و غيره باشد ، نمىتواند با اوليات بجنگد . و ما كه بر طبق برهان يك وجود كاملهء قويه‌اى كه من جميع الجهات در نهايت مرتبهء كمال است و علم و حكمت در حد كمال دارد اثبات كرديم و معناى حكيم اين است كه هيچ كم و كاستى در او نبوده و به طورى كامل است كه هيچ خلاف نظمى در او متصور نيست ، پس نمىتواند اين وجدانيات و محسوسات به حواس قاصر و غير محيط به سر تا پاى نظام وجود ، با آن اوليات كه برهان از آن تشكيل يافته معارضه نمايد . مىبينى كه خطاى حس و وجدان مسلم گشته است ، مثلًا حس غير محيط ، يك قطرهء باران را خط مستقيم ديده و آتش‌گردانى را كه غير از يك جسم نيست ، حين دوران ، يك دايرهء آتشين مىبيند . پس اگر بر فرض نتوانيم اين شعريات خوش آيند سمع را جواب دهيم ، اقامهء برهان بر وجود اتمّ اكمل كافى است . بنا بر اين چون آن وجود ، جميل مطلق است و عالم ظلّ جميل مطلق است ، پس نظام عالم جمال مطلق است ؛ چون ظلّ جميل ، جمال اوست و جمال جميل مطلق ، جمال مطلق است . پس با اين بيان ، شعرى بودن اشكال مسلم شد . و ثانياً به عنوان حل مىگوييم : اگر يك چشم كوچكى باشد كه فقط ابرو را ببيند و از ديدن نظام وجود و قد و بالاى انسان قاصر باشد ، البته چند اشكال به اين ابرو خواهد نمود : اولًا خواهد گفت اين چرا كج است ؟ مستقيم كه از كج بهتر است . و ثانياً چرا سفيد نشده ؟ سفيد كه از سياه بهتر است . و بر هر يك از اعضا در صورتى كه حدقهء چشم تنها به بزرگى آن عضو باشد و فقط آن عضو را ببيند ، اشكالاتى وارد خواهد كرد . ولى كسى كه حدقهء چشم او بزرگ‌تر است اگر سر تا پاى اين هيكل را ملاحظه كند ، البته حسن و جمال و غايت نظم و كمال وجود را تصديق خواهد كرد .