تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

277

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

و الواحد بالعموم يا واحد بالعموم ، به معناى السعة الوجودية است . مخفى نماند كه وجود منبسط و وجود سعى ، ذات ثبتت له الوحدة نيست ؛ زيرا داراى ماهيت نيست و لو ممكن است . به اين معنى كه وجود لا به شرط و وجود منبسط ظلّ وجود حق و صرف الربط است ، پس امكان وجودى دارد ، ولى زوج تركيبى نيست . بنا بر اين معلوم شد : آن قاعده‌اى كه در اول كتاب گذشت كه : « كل ممكن زوج تركيبى » « 1 » بعموميته درست نيست تا وجود منبسط را هم شامل شود . و يا اينكه واحد بالعموم مفهومى است ، مانند مفاهيم كليهء انسان و حيوان . و اين واحد بالعموم مفهومى : يا نوعى و يا جنسى و يا عرضى است با مراتب عرضى كه عبارت است از : عرضى خاص و عرضى عام و مفارق و لازم و بيّن و غير بيّن . و واحد بالخصوص : يا غير منقسم است از حيث طبيعتى كه معروض وحدت است ، مانند نقطه و يا منقسم است . و غير منقسم : يا نفس مفهوم وحدت و مفهوم عدم الانقسام است ، مثل مفهوم واحد كه مانند اعداد است و لو خودش عدد نيست و وجودى ندارد ، مگر مفهوماً ؛ چنان كه كليهء اعداد وجودى ندارند الّا مفهوماً ، آنچه وجود دارد معدود است نه عدد ، و يا اينكه غير منقسم ، غير نفس مفهوم است . و الثانى : يعنى آنچه غير منقسم است و نفس مفهوم وحدت نيست يا وضعى است ، يعنى قابل اشارهء حسيه است و يا قابل اشاره حسيه نبوده و مفارق است و مفارق يا مفارق محض است ، مانند عقل اول و دوم يا متعلق به جسم است ، مثل نفس . و منقسم يا منقسم بالذات است ، مانند مقدار و يا منقسم بالعرض است ، مثل جسم طبيعى . و واحد غير حقيقى : يا واحد بالنوع و يا بالجنس و يا بالكيف و يا بالكمّ است ، الى آخر الاقسام . پس به اقسام وحدت اشاره كرديم با قول خودمان و گفتيم : وحدت يا حقيقيه است و يا غير حقيقيه و اصحاب ، حقيقيه را به حقيقيهء حقه و حقيقيهء غير حقه تقسيم نموده‌اند .

--> ( 1 ) - شرح منظومه ، بخش حكمت ، ص 10 .